پست‌های پرطرفدار

۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۰

بوهای خاطره انگیز

کولر را تازه تعمیر کرده اند. روشنش که می کنی بوی پوشال نمدار کل خانه را بر می دارد . آسمان هم که نیمه ابری است . اردوان کامکار هم که برای خودش سنتور می زند . خب آدم هوایی می شود در این وضع ! دلم می خواهد چشم هایم را ببندم و عمیق نفس بکشم . هوای خنک کولر را با ولع توی ریه هایم بدمم و بعد با دهانم بیرونش بفرستم . یاد عصرهای تابستانی خانه یمان افتادم . یاد تختخوابم زیر پنجره و صدای آب و جارو کردن حیاط که از خانه همسایه مان می آمد و همسایه هم کسی نبود جز مادربزرگ خودم . گاهی هم عمه ها و این اواخر که صاحب خانه بغلی مریض شده بود ، خدمتکارشان وظیفه خطیر آب و جارو کردن را به انجام می رساندند و این یعنی مهمانی در راه است . مهمانی که خیال آمدنش با بوی بهار نارنج و بوی نم که قاطی می شد ، هوش از سر آدم می پراند .
پنجره این خانه آپارتمانی با همه خوبی هایش ایرادهای بزرگی هم دارد . هیچوقت صدای آب و جارو از آن نمی آید . بوی درخت های آبپاشی شده و نمدار هم نمی دهد . پر از جیغ و داد پرنده هایی که لای درخت ها لانه کرده اند هم نمی شود . بعضی وقت ها واقعا دلم می خواهد سرم را که از پنجره بیرون می کنم ، درخت زرد آلوی بزرگ و سبز وسط حیاط خانه خودمان را ببینم . گاهی هم بتوانم توی خانه مادربزرگ سرکی بکشم و بخاطر صدای آب و جارو ، با شوق و ذوقی بسیار برای مادرم خبر ببرم که مهمانی در راه است ...

۷ نظر:

  1. چه حس خوبی داشت عطر و بوی کودکی . صدای نمکی در کوچه ، بوی کاهگل نم خورده پشت بام خانه ی همسایه ، صدای چک چک باران روی شیروانی خانه ، قوقولوقوقوی خروس همسایه صبح زود ،که آن روزها می خواستی سر به تنش نباشد که ترا بیدار کرده و حالا دوست داری تمام مدت شبانه روز را بخواند اما باشد و بخواند. چه حس خوبی داشت وقتی که میدانستی در همان خانه همسایه یک همبازی شیطان و شلوغ منتظر توست که بیایی به کوچه و از سر و کول هم بالا روید . کسی که بعدها شد عشق دوران کودکی و بعدترها و در گذر زمان شد عاشق ناکام .دلم را برای آن روزها تنگ کردی با این پست . پاینده باشی و شاد.

    پاسخ دادنحذف
  2. هوم؛ پس دل‌تان برای خانه تنگیده است؟! آخر هفته‌ای می‌رفتید خب.

    پاسخ دادنحذف
  3. @ اغلن کبیر
    آدم بعضی وقتها دلش هوای بعضی "حس و حال ها" را می کند تا بعضی "مکان" ها .
    البته دل ما برای خانه یمان مدام در حال تنگ شدن است ، ولی فاصله هفت ساعتی باعث می شود عطای خانه رفتن را به لقایش ببخشیم !!!

    پاسخ دادنحذف
  4. با پست شما دل منم هوای بعضی "حس و حالها" رو کرد.برا "واسه دلم"ها کامنت گذاشتن سخته,همیشه هم رو دل ما تاثیرگزار بودن.

    پاسخ دادنحذف
  5. بوی بهار نارنج و نم خیلی آشناس
    مال خود ِ خود ِ اینجاس
    گرچه خیلی قشنگه ولی برا من زیبایی نوستالژیکی نداره که از کاهی کوه می سازه
    :)
    مرسی

    پاسخ دادنحذف
  6. خانه یتان چه حال و هوای خوبی دارد...‏

    پاسخ دادنحذف
  7. دلم خواست منم....
    امروز عجب هوایی بود... کلی پیاده روی کردم!!!:دی

    پاسخ دادنحذف