پستهای پرطرفدار
-
هر روز وقتی مدرسه تعطیل می شد از کنار پارک که رد می شدم صندلی های خالی تاب ها انگار مرا می خواندند . زیر درختان سرو کمی آنطرف تر پشت چمنزار ...
-
نوزده سال پیش درست در پانزدهیم روز از دومین ماه سال، یعنی دقیقا وسط اولین فصل سال "من" به دنیا آمدم . درست مانند شش سال قبلش که در...
-
وقتی از چیزی ناراحت باشم ، یا ذهنم به شدت درگیر مسئله ای باشه ، به طرز دیوانه واری به کتاب خوندن روی میارم ، بویژه رمان خوندن . طوری که گاهی...
-
یک مدت فکر می کردم چون من در جایی ایستاده ام که نه احساس علاقه شدیدی نسبت به موقعیت کنونی ام دارم و نه موقعیت خاصی هست که حسرت بودن در آن را...
-
وقتی زندگی ات در دو انتهای یک مسیر جریان داشته باشد ، گاهی وقت ها خودت هم گیج می شوی و ممکن است بدجور آب و روغن قاطی کنی . دلت برای چای فروش...
-
شرق شوروق ، شرق شوروق ، شرق شوروق آفتاب نیم بند و پوسیده ای که از پنجره های سقف کارخانه شکلات سازی روی صورت خسته و عرق کرده مدیران و کارگران...
-
نام مجلس همواره مفاهیمی در برابر خود کامگی و استبداد را در اذهان تداعی می کند . این نام تا مدت ها یکی از مهمترین آرزوهای سیاسی ملت ما به شم...
-
مدتی است که در رسانه ها می گویند اطلاعات مربوط به خانوار را در سایت آمار ایران قرار می دهند و باید برویم صحت این اطلاعات را تأیید یا تکذیب ک...
-
من نمی دانم این پشه ها با آن هیکل نحیف و فسقلیشان چطور می توانند تا طبقه چهارم ساختمان ما بالا بیایند و شب تا صبح دست از سر کچل ما برندارند ...
درباره من
آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید ی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می کنید ،
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می کنید ،
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می کنید ،
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می کنید ،
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می کنید ،
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می کنید ،
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می کنید ،
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
اشتراک در:
پستها
(Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر