پست‌های پرطرفدار

۰۵ بهمن ۱۳۸۸

اندر احوالات خاندان ما و طرح تحول اقتصادی

مدتی است که در رسانه ها می گویند اطلاعات مربوط به خانوار را در سایت آمار ایران قرار می دهند و باید برویم صحت این اطلاعات را تأیید یا تکذیب کنیم . تازه می گویند صحت و سقم آن ها را هم بررسی کرده اند ! حالا بگذریم که در کشور ما خیلی از مالکیت ها رسمی نیست و تازه اگر بخواهـــــــــــــیم و نیروی کافی هم در اختیار داشته باشیم و کارمندان اداره ثبت احوال هم کار خود را به درستی انجام داده باشند و مردم هم به آن ها راست گفته باشند و با هزار و یک راه دورشان نزده باشند ، نمی توانیـــــــــــــم رد این مالکیت ها را بگیریم !

دیروز بود که رسانه ملی (!) اعلام کرد که خانواده های یک تا دو نفره از فلان زمان تا فلان زمان بروند اطلاعاتشان را در سایت مذکور ببینند و اگر اعتراضی ندارند ، تأیید کنند . با شنیدن این خبر تکاپویی در جان مبارک اَبَوی بزرگوار افتاد که شماره رهگیری پدر بزرگمان را بیابند و برای ایشان اقدام کنند . بعد از آنکه همه پوشه ها و لای همه روزنامه ها و توی همه کارتن ها را گشتند و کمدشان را هم زیر و رو کردند و دست آخر شماره مذکور را نیافتند ، دست به دامان مادرمان شدند که شماره را به تو داده ام ! مادرمان هم هرچه قسم می خورد و فریاد بر می آورد که به من نداده ای ، در گوش پدرمان نمی رفت . دست آخر هم بازنده این کارزار پدر بود که نمی دانم شماره مذکور را از لای کدام روزنامه در کمد میز تلویزیون پیدا کرد !
سرانجام همگی با سلام و صلوات راهی اتاق اینجانب شدیم ، پشت میز کامپیوتر همیشه روشن من نشستیم و به اندک اشاره انگشت وارد سایت آمار ایران شدیم . ( مسلما لازم به توضیح نیست که گرچه این اندک اشاره به ثانیه ای تحقق یافت ، اما به بار نشستنش دقیقه های متمادی وقت گرفت . آخر ما ای دی اس ال نداریم که ! اینترنتمان دایال آپ است ! اشکال هم قطعا از اینترنت عهد دقیانوس ماست ، وگرنه کسی در ایران سرعت اینترنت را پایین نمی آورد ! ) در نهایت کد رهگیری و کد ملی بابابزرگمان را وارد کردیم و در کمال شگفتی ، هیچ اثری از اطلاعاتی که قبلا داده بودیم نیافتیم . آخر با اطلاع رسانی دقیق (!؟) مسئولین ، فکر می کردیم اثری از آن اطلاعات بیابیم ، تازه فکر می کردیم ممکن است دولت پس از انجام تحقیقات به دروغ هایمان (!؟) هم پی برده باشد و آن ها را اصلاح کرده باشد و ما هم باید تایید کنیم !!!!!! زهی خیال باطل ! فقط نوشته بودند شما در خوشه n ام قرار گرفته اید و در آخر هم ما را بر سر این دوراهی قرار دادند که تایید می کنید یا اعتراض !
مادرمان و پدرمان و ایضا خودمان انگشت به دهان مانده بودیم که حالا این خوشه n ام به چه معناست ؟
از آنجا که ما به دست اندرکاران طرح مذکور اعتماد کامل (!) داریم و می دانیم که همه ابعاد قضیه را در نظر گرفته اند و هیچ نقصی هم در اطلاع رسانیشان نیست و مشت هم نمونه خروار نیست و یقینا اجرای طرح هم به همین خوبی و خوشی پیش خواهد رفت ، همه زوایا و خفایای سایت مرکز آمار ایران را کاویدیم ، شاید یک جایی در کنج خلوتی توضیحی داده باشند که این خوشه n ام چیست . اصلا هم به هیچ چیز و هیچ کس بدبین نشدیم ، هیچ چیز و هیچ کس را هم مقصر ندانستیم و همه چیز را هم گذاشتیم پای بی سوادی و ناآگاهی خودمان . اصلا هم فکر نکردیم که پدر ما فوق لیسانس است و هر شب با یک چپه روزنامه به خانه می آید و مادرمان لیسانس است و از بس اخبار این کانال و اون کانال را نگاه می کند ، اعصاب همه ما را خط خطی کرده است ، خودمان هم که دیگر معرف حضور همگان هستیم !
بر این مبنا که بی سوادی علت العلل همه مصائب است ( البته بعد از نداری !!!! ) ، رفتیم تا با گشت و گذاری در اینترنت در حوزه خوشه و انواع آن ، بر بی سوادی غلبه کنیم . در این میان از هر نوع کلید واژه ای که استفاده کردیم بجز روش های آبیاری قطره ای باغ های انگور ، ،روش تولید( ... ) از انگور جهت استفاده در مراسم و شادی ها و البته چند سخنرانی شامل کلیات طرح تحول اقتصادی و چند فقره کاریکاتور بامزه ، چیزی نصیبمان نشد . داشتیم با ناامیدی دست و پنجه نرم می کردیم که دیدیم یکی از مسئولان در جایی ابراز داشته اند که خوشه n ام ، شامل دهک های xو y و z می باشد . در حالی که کورسوی امید در دلمان سوسو می زد و اشک شوق بر گونه هایمان جاری بود ، جستجوی تازه ای را برای یافتن مفهوم دهک آغاز کردیم که از فرط بی سوادی خودمان و پدر و مادرمان ، راه به جایی نبرد ! دست آخر به این نتیجه رسیدیم که هدف مسئولان دولتی این بوده که ما بر اساس ذهنیت خودمان ، خودمان را در یکی از این خوشه ها و دهک ها متصور شویم ( ترجیحا همان خوشه مد نظر سایت آمار ایران ! ) و بعد هم به ذهنیت (!) سایت مرکز آمار ایران درباره خوشه بندی خودمان آفرین بگوییم یا فحش بدهیم ! اصلا هم لازم نیست که معیار و ملاک خاصی مشخص شود ، تا ما بفهمیم دقیقا چه کسانی در هر یک از این خوشه ها و دهک ها قرار می گیرند . اصلا هم فکر نکردیم که عمویمان و پدرمان که تا چند سال پیش با هم شریک بودند و وضع مالی مشابهی هم دارند تا همین دیشب دعوا می کردند که ما خوشه دوم هستیم یا سوم ؟
اینچنین بود که انگشت حسرت به دهان گرفتیم و در حالی که در امر خطیر مبارزه با بی سوادی ناکام مانده بودیم ، کامپیوتر را خاموش کردیم و گرفتیم خوابیدیم . قبل از خواب هم فکر کردیم که خدا به فریاد آنانی برسد که بابایشان هر شب با یک چپه روزنامه به خانه نمی آید ، روزنامه که هیچ ، با دست خالی می آید ، تازه جیب هایش را که بگردی می بینی که آن هم خالی است .
تازه وقتی خوابیدیم ، خواب دیدیم که بعد از اجرای طرح تحول ، مملکت ، گل و بلبل شده است ! اصلا هم به ذهن مان خطور نکرد که این برنامه ریزی همه جانبه و دقیقی که در امر اطلاع رسانی این طرح صورت گرفته ، اگر در همه ابعاد رخ داده باشد که دیگر مملکت گلستان می شود ! ( بخوانید وامصیبتا ! ) آخر انصاف بدهید ، کدام عقل سلیمی وسط آن همه گل و بلبل ، آن هم توی خواب ، به این چیزها فکر می کند ؟؟؟؟ تازه مسئولان دولت هم معلوم نیست که به این چیزها فکر کرده باشند ، چه برسد به ما ! تازه آن ها که در خواب گل و بلبل نمی بینند در نمایشگاه تابلوهای نقاشی هدیه تهرانی ، آن هم در واقعیت ، می بینند !
صبح که از خواب بیدار شدیم ، دیدیم یکی از دست اندرکاران طرح مذکور مدلی ارائه داده اند که بر اساس آن می شود با استفاده از املاک و دارایی های یک شخص به درآمد او پی برد ! جل الخالق ، با خود گفتیم لابد امام زمان ( عج ) ظهور کرده و فرد مذکور هم یکی از اصحاب است ! آخر همین دیروز بابایمان خاطره ای تعریف می کرد از یک راننده تاکسی در تهران که خود را ثروتمند گدا می نامید ! ماجرا از این قرار است که خانه ای از اجداد بزرگوار به نامبرده در فلان جا آباد تهران به ارث رسیده بود که قیمتش را حدود چهارصد ملیون برآورد می کردند . اما راننده مجبور بود برای لقمه نانی از صبح تا شب در خیابان های تهران مسافر کشی کند . خب خانه اش را که نمی تواند بفروشد در خیابان زندگی کند . حالا بگویید یک خانه کوچکتر بخرد و با بقیه پولش کاسبی راه بیندازد ! شاید دل و جرأتش را ندارد . شاید جز رانندگی کار دیگری بلد نیست . اصلا شاید به عقلش نمی رسد ، آخر من از کجا بدانم ، بروید از خودش بپرسید ! مهم اینست که این آدم و امثال او در این مملکت زیادند . اصلا شاید خود شما هم یکی از آن ها باشید ! اصلا من خودم اعتراف می کنم ، وضعیت ما هم مشابه است ! به عقلمان هم می رسد ، دل و جرأتش را هم داریم ، ولی به هزار و یک دلیل نمی توانیم اموال بالقوه یمان را به بالفعل تبدیل کنیم . البته همه این ها تقصیر خودمان است و هیچ ربطی هم به بی ثباتی اقتصاد ایران ندارد . اصلا کی گفته اقتصاد ایران ثبات ندارد ؟ مخصوصا در چند سال اخیر ؟؟؟؟
این مسئله هم که مهم نیست که مخصوصا در شهرهای بزرگ ، قیمت ملک بالا است اما درآمد ها کفاف زندگی را نمی دهد ، یعنی این ها با هم تناسب ندارند . خلاصه ما هم از جزییات این مدل بی خبریم ، اما احتمالا همین زودی ها جامعه ایران شاهد ظهور انیشتین ثانی خواهد بود !
ما که اصلا به این فکر نمی کنیم که با اینهمه جار و جنجال رسانه ای ، فردا که زبانم لال ، مملکت گل و بلبل نشد ، ( خودم می دانم این جمله اشکال نگارشی دارد ! ) کسی بیاید و بگوید مجلس طرح ما را عوض کرد ! اصولا ما به هیچ چیز فکر نمی کنیم ، آخر فکر کردن خیلی خطرناک است . ما فقط به چیزهایی که صدا و سیما می گوید فکر می کنیم ، اما نمی دانیم چرا گاهی افکار خبیثی به ذهنمان می آید ، که ناگزیریم با نوشتنشان آن ها را از کله یمان به دَر کنیم !
الان که این ها را برای شما می نویسم ، دلم آشوب است . آخر می ترسم همین روزها به پیری زود رس مبتلا بشوم و برای باز شدن فضا جهت حضور جوان تر ها مرا از شغل شریف وبلاگنویسی بازنشسته کنند . مگر نشنیده اید سرانجام آن اعضای هیئت علمی که نامه اقتصاد دانان به احمدی نژاد را امضا کردند ، چه شد ؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت :
در صورت تمایل در همین رابطه نوشته قبلی من را هم بخوانید :
توسعه اقتصادی ، منهای توسعه اجتماعی و سیاسی ؟


۳۷ نظر:

  1. ياد بمب خوشه اي افتادم
    به اميد روزي كه اقتصاد ايران رو
    به يُمن نبوغ ياران!! زير و رو شده ببينيم، در حد بمب اتم !!!!ا

    پاسخ دادنحذف
  2. خیلی وقت بود که پستی به این زیبایی نخواندم.
    من هم از تبعیض مردم به اسم هدفمند کردن یارانه ها ناراحتم و فکر کنم قضیه خوشه ها این یا شایدم خوشه های انگور

    پاسخ دادنحذف
  3. خاله چه حوصله ای داری که در مورد این دری وری ها مینویسی!
    والا من هم دور و برم هرچی گشتم محض رضای خدا یه نفر رو پیدا نکردم که توی این خوشه ها جایی پیدا کرده باشه.این دور و وری هایه ما که دریافتی حقوقشون 500 هزار تومانه (دریافتی هاشون البته!)و از اونجایی هم که خط فقر رو 700 هزار تومان اعلام کردند همگی با هم فقیر به حساب میاییم!!
    ولی توی این خوشه ها هیچ جایی ندارن و حتی هویج هم دستشون رو نمیگیره!!
    خلاصه اینکه ما هم در اندر احوالات این جـِرخوردگی اقتصادی(به قول ابراهیم رها) موندیم!
    راستی عکست هم خیلی جالب بود.

    پاسخ دادنحذف
  4. خسته نباشی
    این روزها هر جا میرم خوشه بازیه
    راستی بابای من که از همون پارسال که فرم پر میکردن اینکار رو نکرد و اصلن جزو اغتشاشگرانیه که هر چی دولت بگه بر عکسشو انجام میده اونوقت یعنی ما جزو قشر بیدرد و پولداریم ؟

    پاسخ دادنحذف
  5. تلخ بود الهام جان...
    اون جایی که نوشته بودی بعضی از بابا ها بدون روزنامه میان و تازه دست خاااالی میان...
    دلم گرفت اول صبحی

    پاسخ دادنحذف
  6. فقط بگم با عکسی که گذاشتی خیلی حال کردم....

    بیچاره مردم ساده....

    پاسخ دادنحذف
  7. يادمه زماني كه بچه بودم مي ديدم كه بابام هر شب كه ميان خونه يه چيزي دستشونه يعني ياد ندارم دست خالي اومده باشن خونه البته خريد هاي شب فقط به خاطر اين بود كه سنت شكني نشه خريد هاي آخر هفته كه خوب سر جاش بود ما هم كه 6 تا خواهر برادر و ديگه بماند ...

    يادمه وقتي پدرم رو از دست دادم دست بر قضا شرايطي شد كه من پدر خونه شدم دوتا برادر بزرگترم شهرستان درس مي خوندن يكي از خواهرام ازدواج كرده بود و رفته بود، من ومامان بوديم و يه خواهر و يه برادر كوچيك
    من هم دانشگاه مي رفتم و هم كار مي كردم براي خرج خونه يادمه با تمام اين سختي ها بازم ياد گرفته بودم كه دست خالي نرم خونه و تا زماني كه ازدواج كردم هم همينطور بود

    بعدش كه 8 سال گذشت و من اين روال رو ادامه دادم و رفت توي خونم ازدواج كردم و اومدم تهران

    رفتم سربازي ولي بازم تمام تلاشم رو مي كردم با بدترين شرايط اقتصادي دست خالي نيام خونه البته يه زمان هايي هم نياز به خريد چيزي نبود واقعا

    خوب حالا اينا رو گفتم كه يعني چي

    بد داستان اينجاست كه دارم فكر مي كنم كه نكنه روزي برسه كه شرايط اقتصادي اينقدر وخيم و خراب بشه كه نه فقط من بلكه همه مردهايي صورتشون رو با سيلي سرخ نگه مي دارن و به اميد روزي كه حالا يا برسه يا نرسه تلاش مي كنن و زندگي رو مي چرخونن
    هر شب مجبور باشن دست خالي برن خونه خجالت زن و بچه شون رو بكشن
    خدا اون روز رو نياره واااااااااااي تصورش هم برام سخته دارم بغض مي كنم

    دوره اي شده كه اگه حتي خواستي يه شاخه گل به عزيزت بدي كه بهش ثابت كني چقدر دوسش داري، بايد يك هفته روش برنامه ريزي كني كلي پول تاكسي و نمي دونم اينا رو پس انداز كني تا بتوني اين كوچيك ترين كار رو انجام بدي

    نميدونم چرا اينا رو اينجا نوشتم ولي بي شك نوشته هات منو واداشت
    موفق باشي الهام
    اميدوارم همه اين مشكلات حل بشه

    پاسخ دادنحذف
  8. معرکه بود...اول صبحی(منظورم ساعت 10:34)خوندن پست تو کلی انرژی داد...کلی خندیدم...جدا این همه گشته بودید دنبال کد رهگیری؟....کد رهگیری نمی خواست که می تونستی با اس ام اس اقدام کنی...بعد خود آقایون آمار خیلی شیک جواب اس رو می دن که شما چی چی هستین...راستش منم دیشب رفتم که همین کار رو بکنم...آخرش به ما گفت که فلان خوشه ای هستید...منم کلی معضل داشتم...به نتیجه نرسیدم...الهام جان،بیا یه پست بزن..نتیجه ی تحقیقاتت رو در اختیار قرار بده...یک در دنیا و صد در آخرت خدا بهت بده...خیر از جوونیت ببینی...یه چی دیگه...تیکه ی خوابت رو دوست می داشتم،زیاد...دیدی تو رو خدا سر مردم رو با چه چیز هایی گرم میکنن؟چه دارم بگم...به جز تاسف

    پاسخ دادنحذف
  9. نوشته هات جوري بود كه انگاري يه روزنه اميدي توي اين طرح مي بيني.براي فرشاد هم نوشتم."وقتي توي قفسي چه دوتا ارزن چه يه مشت ارزن فرقي نداره"

    پاسخ دادنحذف
  10. ***

    @ مهدی افشاری
    بمب خوشه ای که واقعا تعبیر خوبیه ، ولی خب اساسا بمب ها کارشون تخریبه !!!

    @ سامان
    ممنون بابت اولین حضورتون و اولین نظرتون .
    باعث افتخاره

    @ میچیکو
    اگه تو هم مثل من در اوج بی کاری بودی و تا حدود یک هفته دیگه قرار بود مهلتت تموم بشه ، حتما درباره تمام دری وری های زندگیت توی اون نت هشتت می نوشتی !!!!
    من نشستم حساب کردم دیدم تازه اگر ماهی صد هزار تومان هم به خانواده ما بدن ( که عمرا نمی دن ) باز هم به جایی نمی رسه . این شد که وقتی پدرم گفت : " من چشمم دنبال این پولا نیست ، ایشاالله خدا می رسونه ! " ، یه آرامش عجیبی پیدا کردم .

    @ ماندالایز
    به نظر من که کار درست رو همون بابای شما کرد !
    منتها ما گفتیم فرم ها رو پر کنیم ، فردا پس فردا اگر مفلس شدیم ، بهونه دست کسی نیفته !!!

    @ بهانه
    ای بابا ، بعد عمری طنز نوشتیما ، کام ملت تلخ شد ! ولی مقصر من نیستم ، باید ریشه یابی کرد مسئله رو !!!!!!

    @ سارا
    خدا به خیر بگذرونه !

    @ نگاه
    کامنتتون خیلی زیبا بود . پر از صمیمیت و سادگی !
    قسمت آخر درباره شاخه گل ، خیلی تلخ بود !
    خدا پدرتون رو رحمت کنه .
    منم امیدوارم که مشکلات هرچه سریعتر حل بشه .

    @ اعظم
    باور کن از دیروز تا حالا سه بار شماره ملی بابامو براشون اس ام اس فرستادم ، ولی هیچ جوابی نرسید !
    درباره تحقیقات هم که متاسفانه بی نتیجه موند ، وگرنه من که بخیل نیستم ، حتما به همتون می گفتم !!!
    راستی ممنون که سر زدی ، کلی خوشحال شدم .

    @ م . پارسا
    اگر به شخص من باشه ، که هیچ امیدی به این طرح ندارم . ولی از اونجایی که اقتصاد دان نیستم و درباره جزئیات این طرح هم اطلاع رسانی به حدی کمه که چیز زیادی نمی دونم ، خوشحال می شم اگر پشیزی ( البته فقط در حد همون پشیز ، نه بیشتر ) امید به این طرح توی نوشتم به چشم بیاد ، چون اونوقت می فهمم که ناخودآگاه (!) همون اندازه که لازم بوده ، جانب انصاف رو رعایت کردم !!!! البته نظر شما کاملا درسته ، ولی برای اونایی که میله های قفس رو می بینن .


    ***
    Elham
    ***

    پاسخ دادنحذف
  11. :))
    کاریکاتورت خیلی باحال بود ولی زیاد برای این احوالات خوشه های ما مصداق پیدا نمیکنه.
    طبق این طبقه بندی، آبدارچی ها و پیک های شرکت ما هم در ردیف مایه دارها قرار گرفتن ! همه مون مرفه شدیم خداروشکر. دولت مکرمه مشکل فقر رو هم اینطوری حل کرد
    اصولن سه خوشه داریم الهام جان
    1- مرفهین بی درد 2- مرفهین با درد 3- مرفهین بدبخت

    پاسخ دادنحذف
  12. یه چیز دیگه هم یادم اومد !
    یکی از مشتری های ظرکت تعریف میکرد میگفت من کارمند آبازنشسته آموزش پرورش و در حال حاضر بیکارم. داداشم مهندس شرکت نفته و در کنار حقوق 2 تومنی شرکت نفت یه مغازه بزرگ هم داره. اونوقت من بالاتر از اون قرار گرفتم !

    پاسخ دادنحذف
  13. الهام جون
    دوباره و بدون خط فاصله بزن
    همون لحظه جواب میدن
    آخه آقایون آمار علاقه ی زیادی به دل خوشی مردم رو خراب کردن، دارن

    ویــــــــــــــــــــــنک

    پاسخ دادنحذف
  14. راستی خیلی با حرف پدرتون موافقم
    سلام من رو بهشون ابلاغ بفرمایید
    :*

    پاسخ دادنحذف
  15. سلام

    سوای این کاریکاتوره که خیلی باحاله ،

    خواستم بگم ازچیزی که تو بلاگ هومن نوشتی لذت بردم

    مرسی

    پاسخ دادنحذف
  16. الهام خانوم جان ، ما که فرم پر نکردیم ...چون معتقدم آنکه نان از عمل خیش (خویش!) خورد منت محمود شیش لول بند نبرد ...

    پاسخ دادنحذف
  17. @الهام

    ممنون از همدرديت ولي اين فقط شرح حال من نبود من با يك نگاه اجتماعي گفتم از طبقه اي كه اكثريت رو فرا گرفتن صحبت از من و تو و بچه هاي اين وبلاگ نيست صحبت از كساييه كه حتي به اون هم نمي تونن فكر كنن

    يادم مياد چند سال پيش توي يه كارخونه كار مي كردم
    مدير تضمين كيفيت اونجا بودم نزديك به 100 نفر پرسنل داشت و خيلي خوب بود

    وقتي كه شرايط اقتصادي ايران خودرو دو سال پيش افتضاح شد البته نه به اين افتضاحي حقوق ها عقب مي افتاد و خيلي اوضاع خراب بود

    پرسنل كارخونه به خصوص كارگرهاش خيلي از لحاظ اقتصادي ضعيف بودن و خيلي نگاهشون به اون حقوق آخر ماه بود
    خوب ايران خودرو پول نداد چهار ماه حقوق ها عقب افتاد يادمه كارگرها براي من گريه مي كردن مي گفتن ما ديگه پول اين رو نداريم كه حتي يك دونه نون براي زن و بچه هامون بخريم حالا رحمت به چيزاي ديگه و غافل بودن كه شايد من هم يكي از اون ها باشم ولي صورتم رو باسيلي سرخ نگه مي دارم و نه من بلكه همه مهندس هايي كه توي اون كارخونه داشتن كار مي كردن
    حالا حرف من اينه كه براي خانواده هاي آبرودار خيلي روزهاي سختي در پيشه
    صحبت از پژمردن يك غنچه نيست
    صحبت از پژمردن ايران ماست

    پاسخ دادنحذف
  18. درود
    امروز پسین
    برای دومین بار اومدم خوندم و میخواستم ببینم تکراری کامنت نذارم(چون شما الهام خانم خیلی تکراری مینویسین...خیلی!!!! آخه تمام نوشته هاتون بسیار زیباست)که با کمال تعجب دیدم, که از کامنت قبلی من هیچ اثری نیست که نیست
    ابتدا گفتم,حتما خواب دیدم که کامنت گذاشته بودم
    اما آخه این عکس برام کاملا آشنا بود و زیبا و با مفهوم
    هم تک تک جملات این بلاگ

    به هرصورت
    الآن هیچ کامنتی نمیذارم تا خودتون الهام خانم
    حدس بزنین من دفعه قبل چی نوشتم اینجا
    اگه بیش از 60درصد اون درست باشه
    کامنت میذارم
    واگرنه ,دیگه کامنت نمیذارم
    شما خودتونو من تصور کنین
    چی کامنت میذاشتین اینجا؟؟؟؟

    پاسخ دادنحذف
  19. بابا ملتو اسیر کردن پدر سوخته ها
    الان یه هفته هستش که همه دنبال همین قضیه هستن و هر روز میان از من سایت میپرسن . نمیدونم جریان چیه کلاً ولی با کل قضیه و برداشتن یارانه ها و اینها مخالفم به شدت
    وقتی که نون شد دونه ای هزار تومن و پول برق و گاز و آب هر کدوم ماهی 100هزار تومن تازه اون موقع میفهمیم که چه کلاهی سرمون رفته

    راستی اون سرعت اینترنت هم که میگی مال تو نبوده ایراد . ایراد از سایت اونهاست که جواب این همه بازدید رو نمیتونه بده. وگر نه با ای دی اس ال هم هیچ توفیقی نداره


    با درود و سپاس فراوان : شهرام

    پاسخ دادنحذف
  20. :))
    خیلی باحال تعریف کردی الهام جان
    دایال آپ و کاریکاتور و بخوانید وامصیبتا و ....

    من میترسم بیام نظر بدم مجبور شم فحش و ناسزا بگم چون جز اینها همرو خودت ذکر کردی

    اون طرح کوفیه یارانه رایانه چیه اون چی شد؟من امتحان داشتم نفهمیدم:)))

    من فقط نگران اونم:(((
    بگو چرا

    چون دیگه بنزینم آزاد میشه
    اونوقت نه میتونی با ماشین بری نه تاکسی.مترو هم که همش میریزه.همین چند روز پیش متروی ایستگاه بهشتی ریخت!اتوبوسم که....(به وبلاگ میلاد مراجعه کنید)
    خب پیاده که نمیشه رفت دنبال علم و دانش
    ای خدا چیکار کنیم از دست اینا:-(

    پاسخ دادنحذف
  21. حالا نگفتی بالاخره تایید کردید یا نه؟

    در ضمن پوزش مرا به خاطر عدم حضور و قدوم مبارک در درمه پذیرا باشید

    رفتم امتحانارو خراب کردم اومدم
    کار خاصی نداشتم
    شب امتحان درس بخونی همینه دیگه

    پاسخ دادنحذف
  22. خـــــــــــــــــــــــــیر
    من مطمینم که اشکال از نت بوده
    من برداشت شما,مد نظرم نبود
    اصلا
    میخوام حدس بزنین,چی نوشته بودم همین
    :)

    پاسخ دادنحذف
  23. خوب شد ما فرم نداده بودیم که بابایمان بخواهد اینگونه دنبال کد رهگیری بگردد!!
    زیاد هم دنبال خوشه و دهک نگرد!!اول و آخرش هیچی به هیشکی نمیدن!!
    زین پس بعد از ور داشتن یارانه ها خدا بیامرزد جوانان وطن را که در پی کسب و کار و درآمد میشتند و میخواستند زندگی تشکیل دهند!!

    پاسخ دادنحذف
  24. خيلي قشنگ بود.
    از توضيحاتت هم ممنون که بهم فهموندي ايراد از کم سوادي من بوده که ديشب بعد چند ساعت گشتن تو اينترنت هيچي در مورد خوشه ها پيدا نکردم

    پاسخ دادنحذف
  25. همه به کل سرکاریم فقط همین...

    پاسخ دادنحذف
  26. سلام خاله.
    خاله من چند بار سعی کردم ولی نشده!
    ولی بازم چشم.مهم اینه که شما تو قلبه ما جا داری.

    پاسخ دادنحذف
  27. الــــهــم صل علي محمد و آل محمد !! بابا پدر ما در اومد تا اينجا رو وا كرديم.. مينيمم سه بار بنده خودمو تيكه پاره كردم بلكه بتونم نظر بذارم نشد. اين بلاگ اسپاتم دك و دهن برا ما نذاشت. نظراتش رو پاپ اوت مي كني،‌همون روز همه نظرات چسبيده به صفحه باز مي شه بيرونيا نه! مي ري مي چسبونيش به صفحه،‌ كلاً ميره تعطيلات فقط پاپ-اوت ها باز مي شن

    پاسخ دادنحذف
  28. والا! به حق همين لحظه عزيز
    ما هم نفهميدم چي شد و چي شديم
    و در كل سوال اينه
    داريم به كجا مي ريم ؟؟

    همه ش فكري م كاش اينجا هندوستان بود
    مثلاً يه پسر خوشه 5 اي عاشق يه دختر خوشه يكي ميشد يا برعكس بعد خونواده هاشون نمي ذاشتن به هم برسن مي رفتن تو تونل توحيد مي رقصيدن يا مثلاً يه دختر خوشه يكي سرطان قلب مي گرفت پسر خوشه چهاري همه ثروتشو مي داد مي رفت درمانش مي كرد كه با هم برن تو علف و درخت برقصن

    والا!

    پاسخ دادنحذف
  29. من حرفی ندارم! خوشه م و بدین برم

    پاسخ دادنحذف
  30. الهام می کشمت!
    D:D:D:D:D:D:D:

    الان اگه اونجا بودم دستام دور گردنت حلقه بود به صورت خفه کردنت

    پاسخ دادنحذف
  31. خاندان ما نیز تقریبا شرایط مشابهی رو از سر گذروند، و در حین حقیقت یابی (ایضا با دایال آپ) با نتابج مشابهی در جستجو مواجه شدیم!
    اون صفحه ای که اعلام میکرد شما در خوشه ی n ام هستید رو باید کاندید مرموز ترین اطلاع رسانی ملی صورت گرفته در جهان کرد! ما که با مشاهدش (در حالی که به شعور خودمون شک کرده بودیم) گفتیم خوب حالا که چی؟ خوشه چیه! ساقه کجاست؟ من کیم؟! ما الان چیو تایید یا به چی اعتراض میکنیم؟!
    چنین شد که از فاز خوشه و ارتفاعاتِ شاخه برون شدیم و دچار خود هویج پنداری گشتیم!

    پ.ن: بابت هشدار راجع به ماکز ممنون. همین روزها بود که دچار سرنوشت مشابه بشم. بهتره فعلا برم گاری کوپرمو بخونم!
    پ.ن2. مطلبت راجع به معاشقه-مناظره ی بروجردی و حسینیان خوب بود.

    پاسخ دادنحذف
  32. باکلاسی از خودتونه :)
    اون وبلاگ در واقع فقط و فقط تک زبان و انگلیسی نیست ولی خوب بیشتر انگلیسیه. محتوای معمولی هم داره، سعی در ثبت و انتقال احساسات، اندیشه ها و روزمرگی ام داره. ولی اغلب انگلیسی بودنش برمیگرده به چیز دیگری. موسیقی از اصلی ترین علایق منه و بالطبع موزیک-بلاگ ها هم جای خودشونو در علایق من باز کردند. من از سالها پیش نوشتن وبلاگ رو تجربه کردم ولی گرایشاتم من رو به این طرف سوق دادند که آینه ام بیشتر اصوات موسیقی و پیکسلهای عکس شدند تا نوشته های خودم. موزیک-بلاگ ها و فوتو-بلاگ ها بسیار قابلیت جهانی بودن دارند. من در گشت و گذارهام به موزیک-بلاگ های روسی-چینی-ژاپنی و ... بر می خوردم که اصلا معلوم نبود لینک هاشون کجاست و ... در حالی که همون وبلاگ با تغییرات جزئی میتونست به جای اینکه دامنه ی به اشتراک گذاشتن احساساتش در غالب موسیقی رو فقط به هم زبان های خودش محدود کنه یک مخاطب ایرانی هم پیدا می کرد!
    وبلاگ من هم ژنتیکا 50 درصد موزیک-بلاگه و موسیقی خودش زبانی بین المللیه پس حیفه وقتی موسیقی برای تمام آدمهای روی کره ی زمین قابل درکه اشتراک گذاریش رو به فارسی زبانها محدود کنم. حداقل وبلاگ های انگلیسی زبانی که بهشون سر میزنم اگر خواستند یک سر هم به وبلاگ من بزنند یک چیزکی بفهمند که اونجا حدودا چه خبره!
    بعضی چیزها مانند نقل قول های جالب و این قبیل چیزها بستگی داره چه زبونی باشه، وقتی انگلیسیه منم انگلیسی نقل قول می کنم. مثل اون نقل قول از هولدن کالفیلد به مناسبت مرگ سلینجر که خوب من انگلیسیشو دیدم و خوندم و نقل قول کردم.
    بعضی چیزها هم مثل آهنگ پاپ-اپرای لونا در پایین وبلاگم به زبان دیگر (در این مورد ایتالیایی) هستند که من گشتم و ترجمش رو پیدا کردم و ترجمه ها غالبا ترجمه به زبان بین المللی هستند.
    خلاصه اون وبلاگ معمولیه و فقط ثبت زندگی و احوال و افکار منه و خبری از مخاطب خاص و حرفه ی خاص و اینها نیست.

    پاسخ دادنحذف
  33. سلام.نظر خاصی ندارم.ولی امیدوارم که تجدید نظر کنی روی این مبحث.چون این حرفا نیاز به سواد بالایی داره که هر کسی اونو نداره....!!!(M.J)

    پاسخ دادنحذف
  34. سلام ممنون از بررسی این مسئله .منم باتو موافقم وامیدوارم که ازاین به بعد بیشتر با هم مبادله نظر کنیم JAK

    پاسخ دادنحذف
  35. ***

    @ M.J
    دوست خوبم از اینکه به وبلاگم سر زدید تشکر می کنم .
    برام واقعا نظر شما جالب بود چون گویا در جریان نیستید که طرح خوشه بندی از طرف خود دولت لغو شد و این بدین معناست که طرح مذکور دارای نقص های بسیار بوده و جای انتقادهایی نظیر انچه در این پست ذکر شده به این طرح بوده . البته معلوم نیست تکلیف انهمه سرمایه گذاری برای جمع اوری اطلاعات خانوارها و برنامه ریزی و غیره که از بیت المال صورت گرفت چه شد ؟ آیا بهتر نبود از همان اغاز توصیه های اقتصاددانان بیشتر جدی گرفته می شد تا در نهایت سرمایه های ملی اینچنین حیف و میل نشود ؟
    از سواد گفتید دوست خوبم !
    عرض کنم که تشخیص سطح سواد آدم ها هم نیاز به آگاهی بسیاری داره که کسب این آگاهی در حد توانایی ها و امکانات هرکسی نیست ! بنابراین شما هم از زود قضاوت کردن بر حذر باشید ! از طرفی تشخیص بعضی مسائل از عهده هر عقل سلیمی که بدون تعصب به قضایا نگاه کنه بر میاد ! در نهایت هم اگر من رو فاقد سواد و اگاهی لازم می دونید به نامه اقتصادادانان به آقای احمدی نزاد رجوع کنید ، این رو هم در نظر داشته باشید که یکی از راه های تخریب یک شخصیت حمایت نابجا و نادرسته ! بنابراین به جای اینکه یک نفر رو تبدیل به بت کنیم و کورکورانه همه اعمالش رو مورد تایید قرار بدیم سعی کنیم زین پس منصفانه تر قضاوت کنیم .


    @ JAK
    خوشحال می شم باز هم شاهد حضور شما باشم .


    *********
    الهام ذاکری
    *********

    پاسخ دادنحذف
  36. سلام از زمینه ای که آن را بررسی می کنی خوشم میاد و دوست دارم کمکت کنم حرف هایی در این مورد هم دارم وامیدوارم که بکارمان بیاید واگر اینها عملی شود به آینده امیدوار می شویم وچه وقت در موردپایه های اقتصاد صحبت کنیم!من دنبال چنین کیسی برای تحقیق می گشتم و امیدوارم که منظور من را فهمیده باشی jak

    پاسخ دادنحذف