پستهای پرطرفدار
-
هر روز وقتی مدرسه تعطیل می شد از کنار پارک که رد می شدم صندلی های خالی تاب ها انگار مرا می خواندند . زیر درختان سرو کمی آنطرف تر پشت چمنزار ...
-
وقتی از چیزی ناراحت باشم ، یا ذهنم به شدت درگیر مسئله ای باشه ، به طرز دیوانه واری به کتاب خوندن روی میارم ، بویژه رمان خوندن . طوری که گاهی...
-
یک مدت فکر می کردم چون من در جایی ایستاده ام که نه احساس علاقه شدیدی نسبت به موقعیت کنونی ام دارم و نه موقعیت خاصی هست که حسرت بودن در آن را...
-
وقتی زندگی ات در دو انتهای یک مسیر جریان داشته باشد ، گاهی وقت ها خودت هم گیج می شوی و ممکن است بدجور آب و روغن قاطی کنی . دلت برای چای فروش...
-
نام مجلس همواره مفاهیمی در برابر خود کامگی و استبداد را در اذهان تداعی می کند . این نام تا مدت ها یکی از مهمترین آرزوهای سیاسی ملت ما به شم...
-
"جان مریم چشماتو وا کن ، سری بالا کن ..." این آهنگ را پسربچه ای که در سوپری کار می کند ، با دهانش بلند بلند می نوازد . ناخود آگاه ...
-
بیا آوازهایمان را بلندتر سر دهیم . بگذار گوش هایمان برای دقایقی ، هرچند کوتاه ، عاجز بمانند از شنیدن صدای مرثیه غمناکی که از درونمان می آید ...
-
من نمی دانم این پشه ها با آن هیکل نحیف و فسقلیشان چطور می توانند تا طبقه چهارم ساختمان ما بالا بیایند و شب تا صبح دست از سر کچل ما برندارند ...
-
برای اولین بار که دیدمش ، حس کردم که شاید اگر از طریق جایی بجز اینترنت با هم دوست می شدیم ، هرگز نمی توانستیم دوستان خوبی برای هم باشیم . هم...
۰۹ بهمن ۱۳۸۹
من یک دیکتاتورم
فکر کنم تقریبا همه ما حداقل یکبار یکی از این دادگاه های فرمایشی را دیده ایم . همان هایی که بعد از خواندن کیفر خواست ، آدم اول خنده اش می گیرد و بعد می بیند بجز اینکه یک گوشه ای بنشیند و زار بزند ، هیچ کاری از دستش بر نمی آید . ممکن است گاهی اگر فکر کردن به بی گناهی متهم مهلتمان دهد ، به قاضی و دادستان هم فکر کرده باشیم . از خودمان پرسیده باشیم که چطور می توانند ؟ یا مثلا وجدانشان کجا رفته ؟ بدبختانه هر بار هم فقط همین سوال ها را پرسیده ایم و یک مشت جواب دلخوش کننده تحویل خودمان داده ایم و یک مشت کینه و تنفر هم تحویل دادستان و قاضی ، ولی این تئاتری بوده است که هر چند سال یکبار ما تماشاگرش بوده ایم و سوال و جواب های ما از خودمان و شاید هم از دیگران تغییری در این وضعیت ایجاد نکرده است . شاید چون با خودمان فکر نکرده ایم که احتمالا دادستان محترم وقتی همسن ما بوده ، با دوستش که دعوایش می شده ، وقتی به حق بودن طرف مقابل و ناحق بودن خودش پی می برده ، غرورش اجازه اعتراف و اقرار نمی داده ، درست مثل ما ! مثل ما که گاهی جسارت اعتراف به ناحق بودن و دست شستن از راه ناراست را نداریم ! دادستان محترم هم احتمالا وقتی هم سن ما بوده ، خنده های بلند دختر همسایه با پسرخاله اش را ملاک بر ناپاکی اش گرفته و حکمش را صادر کرده و رفته و آنموقع از دادگاه و دفاعیه هم خبری نبوده ، درست مثل همین حالای ما ! شاید او هم نمی توانسته آدم های متفاوت را در کنار خودش ببیند و بپذیرد . درست مثل ما که وقتی یک نفر در کلاسمان لباس متفاوت می پوشد ، یکطور دیگر نگاهش می کنیم ، چه برسد به اینکه بفهمیم متفاوت هم فکر می کند . دادستان محترم می توانست یکی از ما باشد . به جای آنکه روی صندلی گرم دادستانی لم داده باشد ، به پشتی یکی از آن صندلی های سرد و پر اضطراب تماشاگرها که انگار هاله ای از ابر سیاه که با همه باران زا بودنش قادر به باریدن نیست ، احاطه یشان کرده ، تکیه داده باشد ، با پیشینه ای تقریبا مشابه با خیلی از ما !
بعضی از قضاوت های ما و برداشت هایمان همینقدر مسخره و خنده دار و بی پایه و اساس است که بعضی کیفر خواست های این دادگاه های فرمایشی که خونمان را به جوش می آورد ، آنقدر که می خواهیم سرمان را به دیوار بکوبیم . ولی وقتی هر روز خودمان در محکمه وجودمان دادگاه برپا می کنیم و کیفر خواست می نویسیم و غیابی حکم صادر می کنیم ، نه خونمان به جوش می آید و نه دلمان می خواهد سرمان را به دیوار بکوبیم و نه دلمان برای متهم بی گناه می سوزد که حتی اجازه دفاع کردن هم پیدا نکرده !
از وقتی فهمیده ام که وجوه اشتراکم با دادستان ها و دیکتاتورها خیلی بیشتر از متهم های بی گناهی است که مجبور به اعتراف های دروغین می شوند ، بی خیال قیام و قیام کردن شده ام . آخر اگر قیامی هم باشد ، علیه "من" است . "منی" که یک عمر دیکتاتور وار زندگی کرده است ولی با همه دیکتاتورهای عالم سر جنگ دارد !
بعضی از قضاوت های ما و برداشت هایمان همینقدر مسخره و خنده دار و بی پایه و اساس است که بعضی کیفر خواست های این دادگاه های فرمایشی که خونمان را به جوش می آورد ، آنقدر که می خواهیم سرمان را به دیوار بکوبیم . ولی وقتی هر روز خودمان در محکمه وجودمان دادگاه برپا می کنیم و کیفر خواست می نویسیم و غیابی حکم صادر می کنیم ، نه خونمان به جوش می آید و نه دلمان می خواهد سرمان را به دیوار بکوبیم و نه دلمان برای متهم بی گناه می سوزد که حتی اجازه دفاع کردن هم پیدا نکرده !
از وقتی فهمیده ام که وجوه اشتراکم با دادستان ها و دیکتاتورها خیلی بیشتر از متهم های بی گناهی است که مجبور به اعتراف های دروغین می شوند ، بی خیال قیام و قیام کردن شده ام . آخر اگر قیامی هم باشد ، علیه "من" است . "منی" که یک عمر دیکتاتور وار زندگی کرده است ولی با همه دیکتاتورهای عالم سر جنگ دارد !
اشتراک در:
نظرات پیام
(Atom)
آفرین الهام آفرین. من این طرز تفکر را واقعاً قبول دارم. مدتهاست که به آن رسیدهام و به آن تا حد خودم پایبندم و همیشه حرف حق را اولویت دادهام و گفتهام که خیلیها هم از دستم رنجیدهاند. قبل از وقایع جنبش سبز در مورد اعدامهای بیمحاکمه مجاهدین صحبت میکردیم و الخ. دوستم میگفت که آنها حقشان بوده و... من میگفتم اگر هر کس بخواهد مخالفین خودش را اینگونه حذف کند، اولین کسیکه ضرر خواهد کرد خودمان خواهیم بود. قبول نکرد اما. گذشت و جنبش سبز شروع شد. این دوستمان آنوقت بود که فهمید ممکن است خود ما هم گیر کسانی بیفتیم که به صرف ناحق خوانده شدن از طرف مقابل به آن چیزی گرفتار شدند که قلم از گفتنشان شرم دارد. بعداً برایم آمد و پیام گذاشت که حق با تو بوده. این نگاهت خوب است، نشان میدهد بیتفاوت از مسائل نمیگذری. من این نگاه را از کلی آیهی قرآنی گرفتهام و معتقدم بسیاری از آنچه که در جامعهی ما به حمایت از اسلام رواج پیدا کرده دقیقاً دربرابر نص قرآن کریم است. قرآن بسیار مهربانانهتر از گفتههای فقها سخن گفته و حکم داده است. و متأسفانه باید بگویم همیشه به اطرافیانم میگویم قرآن را بدون تفسیر بخوانند چراکه تفسیر مفسرین از حب و بغضشان نشأت گرفته و نگاه بیطرفانهی ما را جهت میدهند.
پاسخ دادنحذف...
پاسخ دادنحذفمن هم یک دیکتاتورم
پاسخ دادنحذف"بعضی از قضاوت های ما و برداشت هایمان همینقدر مسخره و خنده دار و بی پایه و اساس است".......و اين در مورد هركسي كه بدون مدرك وفقط از روي سوظن فكر ميكنه و حرف ميزنه صادقه...!!!
پاسخ دادنحذف...
پاسخ دادنحذفمستم اگر می روم گر نورم نیستم!!!!
راستش چند وقتیه هنگم! چیزی نفهمیدم
دوباره میام میخونم!!! ایشالا
واقعا سخته این جور قضاوتا که آدم منافع خودش رو در نظر نگیره و قضاوت کنه!
پاسخ دادنحذفواقعا چنین آدمی پیدا میشه که بدون در نظر گرفتن منافع خودش قضاوت کنه!؟!؟!؟!؟
***
پاسخ دادنحذف@ اغلن کبیر
نمی خوام وارد این بحث تفسیر بشم ، ولی فقط عقیده شخصی خودم رو می گم . شناخت و فهم قرآن مثل شناخت هر کتاب دیگه ای تخصص و علم خاص خودش رو می طلبه . اگرچه قرآن مثل هر کتاب دیگه ای نیست ، ولی به هر حال به میزانی که تخصص و علم ما بیشتر باشه ، میزان درک ما از این کتاب بیشتر خواهد بود . طبیعتا استفاده از نظر صاحب نظران و صاحبان علم در این زمینه مثل هر زمینه دیگری هیچ اشکال و ایرادی ندارد و نمی تواند که داشته باشد . آنچه اهمیت دارد ، شناخت و انتخاب درست شخص صاحب نظر است ، این صاحب نظر می تواند "مفسر" هم باشد ، از این منظر نه تنها نباید از تفسیر دوری جست بلکه برای درک درست قران کریم حتی مطالعه تفسیرهای مختلف از افراد مختلف ضروری می نماید . واضح است که تفسیر قرآن صرفا قرائتی از قرآن با توجه به عقاید مفسر و چارچوب های زمانی و مکانی اوست و تقدس هم ندارد و در نتیجه نقد پذیر است و وحی منزل هم نیست .
@ رهجو
اگر فرد فرد جامعه ما به ضعف های خودشون آگاهی می یافتن و بهش اعتراف می کردن و درصدد رفعش بر می اومدن ، خیلی از مشکلات سیاسی و اجتماعی حل می شد !
@ حامد
قطعا همین طوره !
@ سبک جدید
ما گفتیم وبلاگو دوباره راه انداختی ریسِت شدی ، تو که هنوز هنگی !!!! :D
@ سینا
همیشه هم پای منافع وسط نیست . واقعا توی چند درصد از قضاوت های روزانه ما که تقریبا بر اساس هیچ سند و مدرکی نیست ، پای منافع خودمون وسطه ؟ منظورم قضاوت هایی هست که بواسطه اون ها یکی رو خوب ، یکی رو بد ، یکی رو مهربون ، یکی رو خشن ، یکی رو پاک ، یکی رو ناپاک ، یکی رو لوس ، یکی رو خودکفا و ... می نامیم ، هست .
********
الهام ذاکری
********
واقعا اعتراف کردن به "من"هم جراتی میخواد که همه ندارن!
پاسخ دادنحذفولی بحث قیام رو فکر می کنم بستگی به خرد جمعی داشته باشه که متاسفانه ما بازم درک نکردیم که تغییر رو باید از خودمون شروع کنیم تا بشه جامعه متعادل تری داشت...یکشبه نمیشه اصلاحات وسیع انجام داد..هرکی یکم کمتر دروغ بگه ویکم بیشتر صادق باشه...یکم بیشتر کار خودش رو بکنه و درست انجام بده...یکم بیشتر انصاف داشته باشه...یه کم باز تر باشه و لبخند بیشتر بزنه ...شاید امید این باشه که کم کم ...بشه گفت..."مابی شماریم"
می دانی متن را که خواندم از نتیجه گیری اش فکرم به خیلی جاها رفت آخرینش این بود که به شدتت احساس می کنم انسان حسودی هستم که خیلی دیر متوجه اشتباهم می شوم
پاسخ دادنحذفاینم هست
پاسخ دادنحذفممکنه یکی رو ببینیم، بدون هیچ شناختی، همین طور فقط از قیافه ش خوشمون بیاد و فقط بر همون اساس قضاوت کنیم! فقط چون از قیافه طرف خوشمون اومده!
خوبه کسی اینجا منو نمیشناسه برای همین میتونم براحتی بگم من خودم هیچ وقت حق رو به خودم ندادم اگه هم کسی رو متهم کردم بعد چند دقیقه به خودم گفتم چه کار بیخودی کردم
پاسخ دادنحذفاما کار قضاوت اصلا کار راحتی نیست همیشه احتمال خطا وجود داره اما اگه ادمهای با فرهنگ و ازاده و کسانی که از عقده های دوران گذشتشون تاثیر نگیرن در این شغل مجوز کار بگیرن خیلی از مشکلات کنونی مرتفع میشه
ما در دوران طاغوت !!! به گفته بزرگترهای حقوق از این دسته قضات عادل کم نداشتیم اما الان ...
سلام عزیزم.ایمیلتو لطف می کنی بدی.
پاسخ دادنحذفبله خب، از لحاظ منطقی حرف شما صحیحتر است.
پاسخ دادنحذفنوشته خوبی بود (نه خیلی ... رک گفتم ببخشید)
پاسخ دادنحذفهمه ما از این عذاب وجدانا می گیریم و این وقتیه که خودمونو فرا آدم حساب می کنیم
ولی ما آدمیم آدمی که عوض می شه و همیشه به عصمت بچگی هاش نیست
آدمی که گول می خوره و یا خودشو گول می زنه
آدمی که حب ذات داره
ما همه کارامونو توجیه می کنیم و گاهی میتونیم خیلی بد باشیم
ولی نترس این بیماری مسریه
منم می گیرم گاهی اینم نمونش:
http://neveshtehaam.blogspot.com/2010/04/blog-post.html
من اعتراف میکنم به کودتای ...
پاسخ دادنحذفو اینکه دیکتاتورم ولی نه به اندازه ی اوشون
ـ دریغا
پاسخ دادنحذفایکاش ایکاش
قضاوتی قضاوتی قضاوتی
درکار درکار درکار
میبود!
شاید اگرت توانِ شنفتن بود
پژواکِ آوازِ فروچکیدنِ خود را در تالارِ خاموشِ کهکشانهای بیخورشید
چون هُرَّستِ آوارِ دریغ
میشنیدی:
«ــ کاشکی کاشکی
داوری داوری داوری
درکار درکار درکار درکار...»
اما داوری آن سوی در نشسته است، بیردای شومِ قاضیان.
ذاتش درایت و انصاف
هیأتش زمان.
و خاطرهات تا جاودانِ جاویدان در گذرگاهِ ادوار داوری خواهد شد.
هر کسی یه دیکتاتور توی وجودش داره فقط نمی خواد باور کنه
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفقبول دارم
باطن هر فرد اول باید اصلاح شود تا نتیجه اش شود اصلاح عمومی، بدون درد و خونریزی
اما
همه این را نمی فهمند بعضی ها کتک باید بخورند تا....
سلام بر تو!!!دیکتاتور ما چطوره؟ خوش میگذره؟ خبری ندارم ازت!!!!:دی
پاسخ دادنحذف@ الهام در پاسخ به کامنت اغلن کبیر:
پاسخ دادنحذفمیدونی؟ خوندن تفسیرهای مختلف ، فی نفسه نه تنها اشکالی نداره بلکه خیلی هم خوبه ولی از یک طرف هم ما میگیم قرآن معجزه پیغمبر امی مون برای همه تواریخ و همه آدمهاست! خوب اگه بخوایم صرف برداشت از قرآن رو بذاریم روی Base افرادی که زندگیشون رو در این راه گذروندن که مفاعل و مفاعیل توی چه بابی چه معنایی رو میده و بعد بیان با توجه به اون بگن که این آیه برای این مورده، یا در مورد شان نزول و شرایطی که باعث شده این آیه نازل شه صحبت کنند اون وقته که دچار اشتباه می شیم!!!
میدونی هر کسی با توجه به حوزه فکری و کاری خودش ممکنه از هرچیزی برداشت خاصی بکنه! ولی برداشت اون کسی بهتر و جامع تره که بیطرف به قضیه نگاه کنه!!
مثلا نماز جمعه هامون رو دیدی؟ یه آیه قرآن می خونند و تفسیر می کنند: و هاجرو و جاهدوا و...
اگر توی ماه فروردین باشیم: به 12 بهمن روز جمهوری اسلامی و حذف جشنهای 2500 ساله و اینا تفسیر میشه!
اگه توی اردیبهشت باشیم: وقایع روز رو پیش میکشن! بحث هدفمندی یارانه ها که خوبه و عالیه و همه چی آرومه و من چقدر خوشحالم....
اگه تو خرداد باشیم:به انقلاب و فتح خرمشهر که خدا آزادش کرد و امام خمینی که تولدش با تولد حضرت زهرا یکی بوده پس آدم مقدسیه و رحلتش هم پس مصیبت عظمی ست! (جبهه گیری نمیکنما!!! عقاید سیاسی م رو هم سعی میکنم قاتی نکنم! ولی جان من ، مثلا تو شهادت امام علی النقی این همه عزاداری داریم که واسه امام خمینی توی تلوزیونمون سه روز قبل و بعد داریم؟)
اگه توی تیر باشه: به فاجعه هفت تیر و اینا مربوط میشه پس استغفرالله بهشتی امام حسین بوده بقیه شونم یارانشون
اگه توی مرداد باشه قضیه به سینما رکس آبادان و آتشی که رژیم وقت به پا کرد مربوط میشه!
اگه تو شهریور باشه مشکلشون تغییر تاریخ عربی به تاریخ شاهنشاهیه و طاغوت حساب میشه (آخه تو این یه مورد خیلی می سوزم! جناب فسیل جنتی می فرمایند که ادوات و نشانه های طاغوت و شاهنشاهی و تمدن 2500 ساله مون که یه قسمت عظیمش تخت جمشیده باید نابود شه! من یه بار بیشتر تخت جمشید نرفتم و اونم عید 89 بود! واقعا از این نحوه نگهداری میراث فرهنگیمون داشت گریه م می گرفت! زیر باد و بارون و هزار تا بلایای دیگه ست! ولی منزل علمای به رحمت ایزدی پیوسته ما میشه موزه با چه امنیت و مراقبتی! دارم آتیش میگیرم خوب!)
اگه توی مهر باشه تفسیر همون یه دونه آیه و هاجرو و جاهدوا یعنی هجرت امام از عراق به پاریس و امید من به شما دبستانیهاست!!
اگه توی آبان باشه تسخیر لانه جاسوسی و شهادت حاج آقا مصطفی خمینیه!!
اگه تو آذر باشه: آذر شریعت رضوی و قند چی و شریعتی و خواهر مادرشه ! که بازم دمشون گرم که شریعتی رو لاقل بعنوان یه متفکر دینی یکم اونم فقط یکم قبول دارند!!!
اگه تو دی باشه قیام 9 دی و این حرفاس (میدونی توی دی ماه امسال واسه من چه اس ام اسی اومده بود؟ خامنه ای و خمینی در چهار حرف مشترک اند فقط آقا یک آه بیشتر دارد که از دست دشمنان بی بصیرت می کشد! سالروز قیام 9 دی گرامی باد! این اس ام اس رو برایn نفر بفرستید چه می شود و چه خواهد شد...)
بهمن که مشخصه : هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید.... پرستو به شادی بزد نغمه امید.... (از 12 تا 22 بهمن و یک هفته قبل و بعدش با رسانه ملی دهن ما رو مورد عنایت قرار میدن...-البته ببخشید اینطوری حرف میزنم!!! این روزا که بین دو ترمه و باید یکم عشق وحال کنیم تلوزیونمون هم که شده انقلاب و فیلمای دهه 50-60! حرص آدم در میاد خوب!!:دی این اینترنتم نداشتم دق میکردم!!)
رسیدیم به اسفند: 29 اسفند و مصدق و ملی شدن صنعت نفت مصداق عینی عبارت و هاجرو و جاهدوا می باشد!!!
حالا جان من برو نگاه کن شان نزول این آیه رو!!! اصن ربطی به این چیزا داره؟؟؟ خدایی همه این مواردی که گفتم رو ربط نمیدن به این آیه؟؟؟؟
ربط میدن دیگه!!!
اونم فقها مون که زندگیشونو گذاشتن رو خوندن مفاعل و مفاعیل که بیان قرآنو تفسیر کنند!
من احساس میکنم قرآن تو جامعه امروز ما خیلی غریبه!!!
و اما در مورد دیکتاتوری و قضاوتهایی که میکنیم!! خوبه که یکم منصف باشیم! اشکالی نداره اگه گاهی پیش وجدان خودمون خودمونو متهم کنیم ولی این باید از مرحله باور ذهنی به خود باوری برسه که دیگه قضاوت اشتباه نکنیم! اون وقت، وقتی به گذشته مون برگشتیم و نگاه کردیم لاقل مدیون کسی نیستیم جز خودمون که همگی خوب بلدیم از خجالت خودمون در بیایم!!!
راستی دیدی از هنگ در اومدم؟؟؟ امتحانام دیروز تموم شد! واسه نتایجش من یقرا فاتحه مع الصلوات!!! دعا کنیِـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!!!
خیلی زیاد نوشتم نه؟؟؟
توقع ندارم جواب همه اینا رو بدی!!!:دی
***
پاسخ دادنحذف@ sepide
قیام اصلی عیله خود ماست !
@ سحر
به هر حال همین که داری اعتراف می کنی که چه طور آدمی هستی ، خودش یکنوع اقرار به اشتباهه !
@ سینا
یا مثلا در مواقعی که اصلا پای منافع خودمون وسط نیست ، بر اساس معیارهای بی پایه و اساس قضاوت می کنیم و به دیگران لقب می دیم . خوب ، بد ، راستگو ، حسود و ...
@ ناشناس
به نظر منم قضاوت خیلی کار حساس و مسئولیت زایی هست . اینکه شما خودتون رو دائم ارزیابی می کنید ، خیلی نکته مثبتیه ، ولی در متهم کردن خودتون هم نباید افراط کنید !
@ سمانه
elham.zakeri@ymail.com
@ اغلن کبیر
:)
@ سیامک
درست متوجه منظورت از "فرا آدم" نشدم ! منظورت اینه که از خودمون توقع زیادی داریم ، یا اینکه خودمون رو بیشتر از بقیه می بینیم ؟
...
شاید خیلی از ما دچار این عذاب وجدان ها بشیم ، ولی درصد کمی از ما هستیم که به دنبال این عذاب وجدان های مقطعی ، رفتارمون رو تغییر می دیم .
@ ناشناس
عجب ...
@ ماندانا
اگر دادگاهی در کار بود ، خودم را توی صورت قاضی اش تف می کردم ، آن گاه خاطرم آسوده بود که فریادم را سر داده ام ، حتی در عدالتخانه ای که عدالتش سال هاست کفن پوسانده !
@ o2
مخصوصا در جامعه ما که قرن هاست به نظام پدر سالاری خو کرده !
@ سید مجیب
وقتی اونایی که به تعبیر شما باید کتک بخورند ، در اکثریت باشند ...
از طرفی درختی که ریشه در خاک داشته باشد ، هرچقدر هم که شاخه های هرزه اش را با تبر قطع کنید ، باز هم گل های هرزه می دهد ، ریشه اش را باید خشکاند !
@ سبک جدید
سلام عزیزم ، این مدت شدیدا سرم شلوغه و درگیری هام خیلی زیادن ، اینه که کمتر می رسم بیام اینترنت .
...
درباره تفسیر و قرآن هم ، منم گفتم که باید شخص "صاحب نظر" رو به درستی انتخاب کرد ! یعنی همین طور که خودت می گی تفسیر فی نفسه اصلا بد نیست ، ولی مثل هر اظهار نظر دیگه ای می تونه شامل خوب و بد ، درست و نادرست باشه و حتی وسیله ای برای سوء استفاده قرار بگیره. پس باید خوب رو از بد ، درست رو از نادرست تمیز داد که اونم شرایط خاص خودش رو می طلبه و معیارهای خودش ر و داره که فعلا بحث این پست نیست !
********
الهام ذاکری
********
کجایی دختر؟نیستی؟
پاسخ دادنحذفبا بارندگی های کرمان چطوری؟
لعنت به هیتلر
پاسخ دادنحذف