پست‌های پرطرفدار

۲۷ مهر ۱۳۸۹

اندر فواید رادیوجات

همین تابستان بود که نشستیم با خودمان خلوت کردیم و دیدیم اگر بخواهیم منتظر بنشینیم تا چرخ تولید این مملکت دوباره به چرخش بیفتد و ابوی بزرگوار بتوانند دست در جیب مبارک کنند و لپ تاپی به ما مرحمت بفرمایند ، موهایمان به رنگ دندان هایمان درآمده ، حداقلش سه سال دیگر باید صبر کنیم . تازه هیچ بعید هم نیست که برای کمک به اقتصاد خانواده در این سه سال ما را در حال سیگار فروشی در یکی از پارک های همین کرمان هم رویت بفرمایید ! در نتیجه گفتیم همین سیستم ذغالی خودمان را برداریم بیاوریم اینجا ، یک کارت تی وی هم رویش نصب کردیم ، حداقلش اینست که دوز اخبار صدا و سیمای خودمان را کمی بالا و پایین می کنیم ، شمه هایی از واقعیت بالاخره دستمان می آید . کمی هم از این حالتی که وقتی توی آینه نگاه می کنیم ما را یاد خرس های قطبی و پنگوئن جماعت می اندازد ، بیرون بیاییم .

زهی خیال باطل !!! خانه جدید نه آنتن درست و حسابی داشت و نه تلفنمان وصل بود !!! در یکی از همین روزهای کذایی که پس از زیر پا گذاشتن چندین و چند پست بانک شهر کرمان به دنبال وصل کردن تلفنمان ، در کف این دولت الکترونیک مانده بودیم و از بس ما را به این و آن پاس دادند ، حس غریب توپ فوتبال بودن بدجور قلقلکمان می داد و آخرش هم تلفنمان وصل نشد که نشد و صاحبخانه محترم هم زیر بار هیچ چیز نرفت که نرفت ، نطقمان هم حسابی کور شده بود و حس منبر رفتنمان هم نمی آمد و مانده بودیم این وبلاگ کذایی را دیگر کجای دلمان بگذاریم و در عین حال داشتیم به چهل هزار تومانی که خرج نصب کارت تی وی کرده بودیم و به همزیستی مسالمت آمیزمان با برفک ها و تن دادن به اخبار تلویزیون ، با حسرت فکر می کردیم و می دیدیم که حس خرس قطبی بودن کم رنگ که نشده هیچ ، هر روز در اعماق وجودمان دارد پر رنگ و پررنگ تر می شود و در کنار همه این ها به دانشگاه و هفت جد و آبادش و سیستم آموزشی مملکت و هرچیز مرتبط با آن تف و لعنت می فرستادیم که نمی گذارد آدم آن چیزی را که دوست دارد و برایش مفید است یاد بگیرد ( فکر اشتباه نکنید ما رشته تحصیلی و دانشگاهمان را دوست داریم . بحث ریشه ای تر از این حرف هاست آنقدر که ریشه اش به جای آب دارد از نفت تغذیه می کند !!!) و دائم فکر می کردیم این دانشگاه پر و بالمان را کنده و چون هر روز تعدادی هرچند اندک از این مرغان پر و بال کنده شده را در کلاسمان می دیدیم ، بیشتر نگران وضع و حال خودمان می شدیم ، یک افکار خبیثی درباره این سر قابلمه های عظیم الجثه که روی سقف خانه ها نصب می شود و اعمال بی شرفی انجام میدهند ، به سرمان زد .

در فکر همین بی شرفی ها بودیم که یکهو به یادمان افتاد که ترم قبلی وقتی داشتیم بساطمان را در چمدان می چپاندیم و با اندوه فراوان با خانه یمان وداع می کردیم ، رادیوی با کلاس برادر بزرگترمان را هم که گویا دوران سربازی با هم انیس و مونس بوده اند ، کش رفتیم و آن زیر ها نهادیم و گفتیم ، روز مبادا لازم می شود !!!
همین که فیتیله این فکر در اجاق ذهنمان بالا گرفت و چشمانمان هم شعله کشید و برق زد ، از سر جایمان پریدیم و به سمت چمدانمان دویدیم و اقصی نقاطش را کاویدیم و رادیو مذکور را یافتیم و شروع به جستجو نمودیم . در همین گیر و دار بود که متوجه شدیم این رادیو هم برای خودش بی شرفی خوبی است و به هفت جد و آباد مخترعش رحمت فرستادیم و روح خودمان و هفت جد و آبادمان شاد شد ، یک کمی حس کردیم هنوز زنده ایم و این خرس قطبی پایش را چند سانتی متری از وجودمان بیرون کشید و خلاصه اساسا کیف کردیم ، در حد تیم ملی اسپانیا !!!! ( حالا که تنور تحریم و تحریم کش کردن این و آن داغ است ، ما هم گفتیم تا اطلاع ثانوی تیم ملی برزیل را تحریم کنیم . می دانید که اصل تحریم هیچ ربطی به ملت ها ندارد ، حتی اگر از گرسنگی بمیرند یا توی هواپیماهای در حال سقوط سکته کنند ، باز هم این ها هیچ ربطی به هم ندارند !!!! )

خلاصه همین طوری خوش خوشکی گفتیم دست به قلم شویم یک خبری هم از احوالاتمان به شما بدهیم و بگوییم که رادیو هم چیز خوبی است ، هم بی شرفی در حد کفایت دارد و هم تفریح و سرگرمی و سریال و قصه و خوب هم به مختان پر و بال می دهد ، از این تکنولوژی هر از گاهی استفاده کنید بد نیست . شاید در رفع تار عنکبوت هایی که به اقصی نقاط مغزتان چسبیده موثر باشد . ( ناراحتی ندارد همه ما در بهره مندی از این تار عنکبوت ها با هم شریکیم . حتی شما دوست عزیز !!!! )

۱۶ نظر:

  1. سلام مهندس خانم جان

    به به. من به تمامی این وضعیت رو درک می‌کنم. جایی که دو ماه و اندی بودم و زین پس هم خواهم بود، تلویزیون نداره و اینترنت هم در برهه‌ای داشت الان معلوم نیست چی بشه.
    بعد کلی وسوسه شدم برم کارت تی.وی بگیرم. اما یه کرت تی.وی هایی هست که مثل فلش می‌مونه نیازی نیست بزنیش به آنتن چرا ازونا نگرفتی.
    جدا ازون شباهتتو بخورم!
    منم رادیو گذاشتم تو کوله‌ام ببرم اونجا از بی‌تلویزیونی نمیرم. البته که اینجا هم تماشا نمی‌کنم ولی کرمه دیگه. گاهی خسته و رُمبیده میای نیاز داری بزنی یه چیزی ونگ ونگ کنه که صدایی باشه تو خونه.

    راستی ساعت 9 تا 9:30 شب ها اف.ام موج 106.7 ، رادیو فرهنگ، داستان خوانی داره. برای خودت صفا کن.

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام!
    منم تقریبا یک سال رو با رادیو و اف.ام موج 8810(رادیو جوان) گذروندم.اون موقع ها که خیلی خوب بود.الان رو نمیدونم.
    راستی اون کارت تی وی هم که حیاط میگه فقط توی تهران و کرج جواب میده.هنوز تکنولوژیش به بقیه جاها نرسیده!!

    پاسخ دادنحذف
  3. باورتون میشه چندبار متن رو خوندم و اصلآ متوجه متن نشدم,فقط روخونی کردم,اولین پستی بود که به مثل درسهام خوندم.آخه خیلی داغ کرده بودم (از شدت تعجب,حیرت و...) اما بالاخره به خودم اومدم و با تلاش زیاد تمرکز کردم,خوندم و فهمیدم.حقیقتش نه طنزم میاد نه همدردیم نه طومارنویسی نه انتقاد.فقط میتونم بهتون تبریک بگم به خاطر تنوع قلمتون و اینکه هیچوقت علاقه ای به رادیو نداشتم و هیچ آشنایی باهاش ندارم.توی شهر افتادن برای انجام یه کار ساده رو هم میشه بهش خوب نگاه کرد چون احساسی که بعد از موفقیت و پشت سر گذاشتن این مشکل داری بسیار شیرین و آرامش بخشه,در حد گرفتن مدال المپیک افتخار آمیزه.تلویزیون هم بود و نبودش مهم نیست ما که غیر از 90 و فوتبالهایی که خونه هستیم و درس نداریم چیزی نمیبینیم اخبار رو هم خیلی وقته گذاشتم کنار,البته بدون اینترنت نمیتونم طاقت بیارم,ببخشید که ناراحتی هام رو با خودم آوردم!!ا

    پاسخ دادنحذف
  4. ها ای ول!! ببینم رادیو بیست و سی هم داره!؟ اگه نداره که من عمراً رادیو گوش نمیدما!! یه تلویزیونه و این اخبارش اصلا وگرنه تلویزیون هم نگاه نمیکردم!!:دی

    خرس قطبی و پنگوئن!!!!!
    =)))))))))))))))))
    تو هم!؟!؟!؟:دی

    بیا فعلا این سیمو که ازین بی ناموسی های غربیا تغذیه میشه بگیر و ببین تا سرت گرم شه!! فقط بگم که صب تا شوم فقط فارسی وان نشوون میده ها!!!:دی

    پاسخ دادنحذف
  5. salam
    benazaram matne jalebi bood. koli bahash hal kardam. mano ke hamishe be webetoon sar mizanam vali kheili dar kament gozari sherkat nadaram vadar kard ke in bar vaseye shoma nevisande khosh zogh nazar bezaram.be har hal man ham az radio faghat barname jomeh irani ro goosh midam akhe kheili bahale dar hade laliga.albate az oonja ke mamanam sobh ha kale sahar radio ro roshan mikone majbouram ke sedasho toye khab beshnavam ba in ke azash fasele ziadi daram.ama man ke dige adat kardam age nashnavam roozam shab nemishe.kheili zyad harf zadam faghat bazam az poste zibatoon tashakor mikonam movafagh bashid elham khanom......!!!!!!!!!!

    پاسخ دادنحذف
  6. خیلی عالی نوشته بودی
    ولی وقتی خوندم یه حسی بهم گفت خداروشکر که موقع انتخاب رشته بابام نذاشت من شهرستان ها رو بزنم! حتی نزدیکترینشون رو!

    این رادیو هم که گفتی بی شرفی خوبیست و من چندماه پیش افتاده بودم تو خط رادیو و شبها داستانهاش رو گوش میدادم ولی از اونجایی که نمیتونم با گوشی بیشتر از چند موج رو پیدا کنم، به فکر افتادم از این امواج رادیویی بریا خهودم بی شرفی بسازم!
    این یکیش خیلی بیشتر حال میده! همون چیزی رو که دوست داری بشنوی ، با جمع حالشو می بریم!!!

    پاسخ دادنحذف
  7. حالا که معتاد رادیو شده اید هر شب شبکه ی آموزش تلویزیون ساعت 11 تا 12 یک برنامه ی رادیو 7 راه انداخته که رادیوی تصویری است و کار منصور ضابطیان است و برنامه ی جالبی است . به امید خدا آنتن تان راه افتاد برای ترک نشدن عادت می توانید آن را هم ببینید. موفق و پاینده باشید دانشجوی عزیز و جان.

    پاسخ دادنحذف
  8. سلام الهام
    من آدرس خونه مو عوض کردم. توی گودر و این گوشه که لطف کردی لینک کردی تغییرش بده


    www.hayaat-khalvat-blog.blogspot.com

    پاسخ دادنحذف
  9. وقتی تی وی و ماهواره و نت و تلفن نباشه رادیو سالاره

    پاسخ دادنحذف
  10. راديو هم خوبه.شبكه جوانش يه زموني خوب بود ولي حالا كه آدم سبزاشو بيرون كردن نه ديگه

    پاسخ دادنحذف
  11. :))) hala mage majboorim in hame seda va dastan hast to khoodemoon yekish hamin matni ke neveshti ! na ? radio tv bad nist ama behtar az un ham hast !:-"

    پاسخ دادنحذف
  12. رادیو دوست دوران دانشجویی من بوده. چهار سال باهاش زندگی کردم. اتاق تلویزیون شاید سالی یه بار می رفتم. اما این رادیو و بخصوص رادیو جوان همیشه تو اتاق ما وز وز می کرد. جمعه صبح ها با هفت هایی زندگی می کردیم. شب ها هم که آهنگهای درخواستی می ذاشت. خوبیش این بود که می تونستی به کارات هم برسی و درسات رو هم بخونی و در کنارش اخبار هم بشنوی. یادمه مسابقه های جام جهانی 2006 رو هم با رادیو گوش می دادیم. به گمانم وسط امتحانای ترم آخر بودم. می رفتم پشت پنجره اتاق وسط چمنها بساط می کردم و درس می خوندم رادیو هم برا خودش روشن بود هر وقت گل می زدن اول از رادیو می شنیدم بعد صدای جیغ و داد بچه ها تو کل خوابگاه می پیچید
    هیییی یادش بخیر!
    واقعا رادیو رو بیشتر از تلویزیون دوست دارم. تلویزیون مجبورت می کنه که یه جا بشینی و ثابت بمونی ولی رادیو محدودت نمی کنه
    حیف که از وقتی برگشتم خونه از دوست و مونس اون زمانهام دور شدم

    پاسخ دادنحذف
  13. سلام خانم مهندس دیگه تحویل نمی گرین خیلی خوب اشکال نداره
    ما هم خدای داریم خدای تنهای ها

    می خواستم بگم من شمارا لینک کردم البته اگر بند رو لایق بدونین که ادرس سایت شماتو سایت من باشه

    اگر دوست نداشتین بگین حذف کنم
    اگر دوست دارین بند رو هم لینک کنید

    امدم نبودین
    هر وقت امدم نبودین
    این از وقت زار من است که این طور هست

    دوستار همیشه شما امیر
    یا
    fox.wolf666@yahoo.....

    ادرس سایت تم

    http://arvandrod.blogfa.com/
    نظر فراموش نشه

    پاسخ دادنحذف
  14. اومدم گلایه کنم!
    چرا اینقدر دیر به دیر آپ می کنی؟
    دل آدم تنگ میشه خوب!!!

    پاسخ دادنحذف
  15. با عرض معذرت از همگان !!!
    هفته پیش سرم خیلی شلوغ بود ، این پست دیگه از دهان افتاده ایشاالله اگر پست بعدی تراوش کرد توی اون پست به کامنت ها جواب می دم !!!!

    پاسخ دادنحذف