پست‌های پرطرفدار

۳۱ مرداد ۱۳۸۹

نود سیاسی ، اجتماعی

مدت ها پیش ، در روزنامه "آرمان" مصاحبه ای خواندم از "حاتم قادری" ، متخصص در حوزه علوم سیاسی و جامعه شناسی که فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه را با فوتبال مقایسه می کرد و معتقد بود که فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر جوامع در فوتبال به عنوان حوزه ای از حوزه های تحت مدیریت دولت و یکی از پرطرفدار ترین ورزش ها در میان مردم که از پایگاه اجتماعی گسترده ای برخوردار است ،تجلی می یابد . با مشاهده برنامه نود پنجشنبه شب و شنیدن ادعاهای علی دایی و پاسخگویی مسئولان فدراسیون فوتبال که بهیچ وجه قانع کننده نبود ، آن مصاحبه "حاتم قادری" برایم بسیار محسوس تر شد .
برنامه نود ، با رویکرد انتقادی و در عین حال حفظ بی طرفی ، بخوبی جایگاه خود را در میان مخاطبان بدست آورده و با تحمیل فشار افکار عمومی بر فضای فوتبال بخوبی توانسته فرهنگ حاکم بر فوتبال کشور را متحول کند و حتی منجر به پیشرفت بسیاری از پروژه های ناتمام ورزشی شود . نود با به چالش کشیدن مسئولان و قرار دادن آن ها در مقام پاسخگویی به مردم ، در واقع هم به شفاف سازی هرچه بیشتر فضای ورزش کمک می کند و هم نسبت به بهبود عملکرد مسئولان همت می گمارد و این ذهنیت را در فعالان عرصه فوتبال بوجود می آورد که ممکن است همین فردا سوژه یکی از مسابقات اس ام اسی نود باشند .
ناگفته نماند که این برنامه تظاهر صدا و سیما به پایبندی به جریان آزاد اطلاعات و داشتن رویکرد انتقادی هم محسوب می شود . که البته زیرکانه است . فوتبال در عین حال که پرسر و صداترین و پر مخاطب ترین عرصه ها برای چنین خودنمایی به شمار می رود ، ضرر و زیان سیاسی اش هم نسبت به سایر زمینه ها حداقل در اذهان عمومی کمتر متوجه مسئولین رده بالا است. شما فرض کنید ، اگر ما در زمینه های فساد اجتماعی یا سیاست یا حقوق زنان یا اقتصاد دارای چنین برنامه ای با رویکرد انتقادی بودیم که همه افراد از همه طیف ها می توانستند در آن حضور یابند ، تیر پیکان انتقاد بصورت مستقیم به سمت مسئولان مملکت نشانه می رفت و مسلما شفاف سازی در زمینه هایی که به عملکرد دولت مربوط می شود ، چندان به نفعش نیست . حقیقت اینست که اگر دولت همینقدر که می گوید موفق عمل می کند و اوضاع مملکت هم همینقدر که آقای احمدی نژاد می گویند مساعد است ، پس چرا ما نود سیاسی نداریم ؟ چرا نود اقتصادی نداریم ؟ شاید اگر نود سیاسی داشته باشیم و به جای آقای علی دایی اشخاص دیگری که در زمینه سیاست با مسئولان همفکر نیستند ، روی آن صندلی بنشینند ، آنوقت دیگر فقط شورای استیناف فدراسیون فوتبال نیست که زیر سوال می رود ، نهادهای اجرایی و قوای قضایی مملکت هستند که زیر سوال می روند . اگر براستی عملکرد اقتصادی دولت همینقدر که ادعا می کند ، خوب است ، چرا ما نود اقتصادی نداریم ؟ که مثلا یکی از اقتصاددانان امضا کننده پای آن نامه سال 86 به دولت بیاید و جای آقای علی دایی بنشیند و از بازنشسته شدن اجباری اش از استادی دانشگاه بگوید و از مسئولین مربوطه جواب بطلبد و افکار عمومی مردم را به قضاوت بنشاند ؟ شاید اگر ما نود سیاسی و اقتصادی و اجتماعی داشته باشیم ، دیگر نشود به این راحتی با سوء استفاده از تنفر مردم از بعضی شخصیت های سیاسی ، بر امواج احساساتشان سوار شد .
در همین عرصه فوتبال هم وقتی کار به جایی برسد که امکان دارد عده ای افشا شوند که سابقه فعالیت در نهادهای دیگری بجز فداراسون فوتبال یا باشگاه های ورزشی هم دارند ، برنامه نود هم از تیغ سانسورها و خط قرمز ها ی مصلحتی در امان نمی ماند و از مصاحبه زنده با علی کریمی منع می شود ، تا نکند مردم از خود بپرسند ، گناه روزه خواری بیشتر است یا بردن آبروی یک مومن ؟ تا مردم از خود نپرسند اگر براستی مسئله دلسوزی برای دین مطرح بود ، پس چرا علی کریمی در بازی با استقلال هم حضور پیدا کرد و بعد مسئله اخراجش مطرح شد ؟ اگرچه همه می دانیم علی کریمی در عرصه ورزش بداخلاقی هایی هم داشته است ، اما جستجویی در سابقه او نشان می دهد که فرد خیری است که گام های خیرخواهانه ای هم مثلا برای کودکان بی سرپرست برداشته است و بردن آبروی او غیر اخلاقی است .
از سوی دیگر وجود برنامه هایی نظیر نود در عرصه های سیاسی و اجتماعی یکی از وسیله های جلوگیری از انباشته شدن خواست ها و انتظارات مردم و در نتیجه فوران یکباره آن هاست . به شرطی که مسئولان صادقانه خود را در قبال مردم پاسخگو بدانند .
در چند سال اخیر بخوبی شاهد آنیم که کشورهایی که در عرصه آزادی بیان و ساماندهی دموکراسی موفق بوده اند و به تدریج به غول های بزرگ اقتصادی تبدیل می شوند ، نظیر برخی کشورهای شرق آسیا ، فوتبالشان هم در جهان پیشرفت می کند و به همان نسبت که در سیاست بین الملل مجال ابراز وجود می بایند ، فوتبالشان نیز در عرصه بین الملل جایی برای خود باز می کند . در حالی که فوتبال کشور ما کم کم دارد به جایی می رسد که در آسیا هم حرفی برای گفتن نداشته باشد . آیا اوضاع نابسامان حاکم بر فوتبال کشور ما که دقیقا با آغاز دوره تازه ای در سیاست کشور در سال 84 رو به وخامت گذاشت ، نمی تواند روایتگر نابسامانی در سایر بخش ها هم باشد ؟

۲۱ نظر:

  1. مثلا برنامه ای مثل رو به فردا رو برای این منظور درست کردن!!ولی این کجا و اون نود حتی ورزشی کجا

    پاسخ دادنحذف
  2. بله درسته، نودها باید زیاد شوند.
    در مورد جریان علی دایی هم من خودم با برداشتی که داشتم حق رو به کمیته‌ی استیناف دادم. حرف‌های دایی از لحاظ حقوقی پراکنده بود.

    پاسخ دادنحذف
  3. نود این هفته به طرز مضحکی مسخره بود.

    پستت هم مثل همیشه زیبا

    پاسخ دادنحذف
  4. هر چند خط که میخوندم یه حرفی برای گفتن به ذهنم میرسید و به آخر که رسیدم دیدم میتونم یک طومار بنویسم اما همین که اومدم شروع کنم همچی پرید ولی یه ذره به خودم فشار میارم و با دوباره خوندن بخش بخش پست مینویسم:
    1-اول اینکه واقعآ خودتون این پست رو نوشتید؟ چقدر ذوق زده شدم وقتی دیدم پیگیر مسائل ورزشی هم هستید!یه دختر با این تیپ خیلی جالبه که نود هم میبینه! به نظر من مخاطبای نود خیلی آدمای خاصی هستند و 90 تنها برنامه ای است که منو پای رسانه ملی(!) میشونه,خیلی خیلی ذوق زده ام که نودی هستید.ا
    2-اما بریم سراغ سیاست و پست شما,آخه این چه سوالیه که میپرسی؟ نود سیاسی؟ تو کشور ما؟؟ دکتر محمود و رفقا؟؟ جوابگویی؟؟ شفاف سازی؟؟ آگاهی مردم؟؟ این که میگید خودش از مشکلات بزرگ مملکت ماست,ما نود سیاسی داریم ولی به شکل وارون! مجموع اخبارهای صداوسیما,مجله های خبری,مناظره ها و... همه اینا یه جور نود هستند که در جهت برعکس کار میکنن,حتمآ قصدشون تنوع برای مخاطب تلویزیون هست آخه همیشه که نمیشه شفاف سازی کرد,به مردم مسائل رو اونجور که هست گفت,گاهی اوقات تحریف,دروغ,تحقیر و... هم لازمه تا بیننده زده نشه.میدونید به این نتیجه رسیدم که الان هر کی توی جامعه ظرفیت اینو داشته که به یک فرد آگاه تبدیل بشه و کلشو از توی برف بیاره بیرون این کار رو کرده,جامعه شکل گرفته و اونایی که دونستنشون ارزش داره خودشون میرن سراغش,البته منظور من این نیست که احیانآ اصولگراها آگاه نیستند!به هیچ وجه.خود من علاقه زیادی به علی مطهری دارم و یا نوری زاد که زمانی از مخالفان سرسخت اصلاحات بوده برای من تبدیل به یه بت شده.
    3-اما 2 علی دوست داشتنی من,علی دایی که حق باهاشه و البته دکتر شریفی هم حرف حساب میزنه ولی خداییش این آقای صالحی داشت منو به گریه مینداخت از بس که زور گفت و خودشو به نفهمی زد.درباره علی کریمی که همه چیز مشخصه همه بزرگان فوتبال هم پشتش ایستادند اما این آقای آجرلو که خودش معلوم نیست چی شده که از فوتبال سردراورده حال آدمو بهم میزنه,همین مومن نماها باعث میشن که مردم از افراد مومن زده بشن و به راحتی توهین کنن,این روزا هر کی رو میبینم که داره از رمضون و روزه داره و روزه دارها بد میگه و با عقده توهین میکنه یاد آقای آجرلو میافتم.آدم چه چیزا که باید ببینه!!
    4-اما سیاسی شدن فوتبال از سال 84 به بعد,وقتی آقای ا.ن اصطلاح (اگه اشتباه نکنم) تعویض کامیونی رو به کاربرد و ادعا کرد در زمان اصلاحات آبدارچی ها هم تغییر کردن و مطابق میل آقایون چیده شدند متعجب شدم!! دقیقآ مسئله ای که درباره خودشون صدق میکنه رو به کسی نسبت میده که حتی در بعضی از پستهای حساس هم فرد اصولگرا گماشته بود,بگذریم.
    آقای علی آبادی از زمانی که اومد چنان چینش و حذفی رو شروع کرد که باور نکردنی بود,حداقل حالا که میخوای همه همفکرهات مسئول ورزشی باشند حداقل متخصصشو بذار آخه چرا هر کی رسید یه پست گرفت؟؟ و فوتبال بیمار ما روز به روز به واسطه حضور افراد غیر فوتبالی کثیفتر شد و ما ناامیدتر.
    ببخشید زیاد حرف زدم.
    عصر که آخرین کامنت رو گذاشتم کلی حرف برای گفتن داشتم,حرفایی که از همه حرفام حسابتر بود اما امتحان برنامه نویسی داشتم (گمونم میافتم) و هیچی نخونده بودم بعدش هم میبایست خونه رو تمیز کنم,بارو بندیل ببندم و آماده سفر به ولایت خودمون بشم,توی راه کلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که فعلآ چیزی نگم,بعدآ و شاید هیچوقت.
    احتمالآ این یک ماهی که اینجا هستم با وجود اینترنت به مراتب ذغالیترم و یک سری شرایط نمیتونم مثل دیوونه ها همش آنلاین باشم و شاید فقط شبها بتونم سری به دنیای مجازی بزنم و حضور کمترم دلیلی جز این نداره.ا
    ایام بکام

    پاسخ دادنحذف
  5. از اینکه شما به همه مسائل اگاهید واقعا بهتون تبریک میگم
    فوتبال نابسامان امروز خود نمایانگر اوضاع جامعه ماست
    چون یک کشور کلیه مسائلش مانند زنجیر بهم گره خورده اند فوتبال امروز ودیروزکره وژاپن بخوبی نمایانگر این موضوست فوتبال هم مثل بقیه اوضاع کشور شده معلوم نیست چه کسی جوابگوست ،قرار دادهای صوری ودزدیهای آشکار ،مدیران نالایق وغیر تخصصی،متعهد بودن به جای متخصص بودن،امروز فوتبال را به اینجا رسونده که باید با تیمهایی رقابت کنیم که روزی مدعی دست چندم هم نبودند چی بگم که دلم پر است از ویران شدن سرزمینی که میخواستیم تمدنی دیگر در آن بنا کنیم

    پاسخ دادنحذف
  6. میشه برای خط به خط این پست ساعتها بحث کرد

    اما تو جامعه ما از بزرگ تا کوچک کسی مسوولیت واقعی کارش رو به عهده نمیگیره که شاید اشتباه کرده

    و به قول مقام معظممون حفظ نظام واجب ترینه

    متاسفانه معنای نظام خیلی گسترده هست... از رهبر و قوای سه گانه و نیروهای نظامی و انتظامی و نهادها و سازمانها گرفته تا رسانه های رسمی کشور و حتی هر فردی که محکم یقش رو بسته و به پستی تکیه داده رو شامل میشه
    حتی اگه یه بسیجی به نا حق بزنه تو گوش کسی ابروی نظام فرو میریزه و نظام خودش رو مقید میدونه از اون بسیجی دفاع کنه و قضییه رو ماست مالی کنه
    و هر کسی از ظلمی حرف بزنه عامل دشمن میشه

    برای همین بسیاری از داخل نظام جرات میکنن هر کاری رو میخوان انجام بدهند و به کسی هم پاسخگو نباشن

    البته این فقط یه بخش کوچکی از مشکلات ما هست در تایید حرفهای شما

    یاحسین ... میرحسین

    پاسخ دادنحذف
  7. مطلبت قشنگ بود ...
    این خیلی آرمانیه شاید برای جامعه الان ما اما می شه حداقل بهش فکر کرد
    هر چند همیشه پیش خودم فکر می کنم حتی اون کشورا و دولتایی هم که به نوعی این فضای باز رو ایجاد می کنن خیلی کارنامه شون سفید نیست و قاعدتاً ترسی باید داشته باشن از انتقادات بی پروا اما لابد براشون یه چیزایی داره که اجازه شو می دن مثل همین جریان نود ورزشی ما.
    یعنی می خوام بگم ناف سیاست با دو دوزه بازی گره خورده و نمی شه مطمئن بود که اگر جای دیگه همه چیز انقدر آزاد و بازه واسه اینه که اونجا بهشته .... قضیه یه کم پیچیده تره گمونم

    پاسخ دادنحذف
  8. @ حیات خلوت
    اره یکمی پیچیدست ولی خیلی بهتر از اینی هست که ما داریم

    یعنی اگه کسی میخواد سر قدرت هم باشه باید یکمی زرنگ باشه نه مثل مسوولان ما که بعد 30 سال همه فکر و ذکر مردم اینه از همه چی بگذرن تا اینا نباشن

    اینکه تمام رییس جمهورای کشورای درست حسابی هم بعد 8 سال منفور میشن یا اینکه تو اونجا هم انتخابات زودرس برگزار میشه برای همینه... هر چند که عملکرد اونا خیلی خیلی خیلی به توان خیلی بهتر از مسولان ماست

    پاسخ دادنحذف
  9. ***

    @ رهجو
    من همیشه معتقد بودم مشکل آگاهی توی کشور ما نه قیمت زیاد کتابه که بعضیا می گن و نه عملکرد دولت . آخه وقتی چشمامون رو باز می کنیم و به دور و برمون نگاه می کنیم ، می بینیم حتی فقیرترین اقشار جامعه پول لازم رو برای اینکه مطابق جدیدترین مد روز لباس بپوشن تهیه می کنن ، بخاطر اینکه "به مد بودن" براشون یک ارزشه ولی "مطالعه" و "کتاب خوندن" نیست . من معتقدم عملکرد دولت می تونه "تسریع کننده" این امر باشه که مطالعه به یک ارزش تبدیل بشه ، درست نظیر هشت سال دولت اصلاحات که ما شاهد بودیم انتشار بعضی از کتاب ها با استقبال زاید الوصف مردم روبه رو می شد ، طوری که به چاپ پنجم و ششم می رسید .
    درباره برنامه نود پنج شنبه هم به نظر منم حرفای آقای شریفی قابل تأمل بود ، ولی آقای صالحی بهیچ وجه حرفاشون قابل قبول نبود .
    این متن رو هم مسلما خودم نوشتم . این رو هم بگم که فوتبال رو کم و بیش دنبال می کنم و برنامه نود رو هم حتی المقدور نگاه می کنم و لذت می برم .

    درباره نظر آخرتون هم ، فکر می کردم شاید دیگه هیچوقت شما رو اینجا نبینم ، به هر حال هر کسی برای نویسنده ای که مطالبش رو دنبال می کنه ، معیارهایی داره .
    من به همه کسانی که اینطور پیگیرانه نوشته هام رو دنبال کنن ، حق می دم که درباره مسائل مختلف مربوط به این وبلاگ اظهار نظر کنند ، انتقاد کنند و یا حتی تجربه هاشون رو در اختیارم بگذارند ، ولی به شرطی که اطلاعاتشون کامل باشه و به درستی در جریان امور قرار گرفته باشند و گرفتار قضاوت عجولانه نشن ، که متأسفانه شما در آخرین کامنتتون گرفتارش شدید و سکوت مصلحتی من هم در این امر بی تأثیر نبوده .
    به هر حال نوشتن این پست و قرار دادنش در اینجا ، به نظر من حکم تمام کننده داره برای اون بحث . این وبلاگ هم با همان خط مشی قبلی و شاید راسخ تر از قبل به کارش ادامه خواهد داد و قطعا از حضور امثال شما و آن استاد ناشناس بهره خواهد برد .

    @ حیاط خلوت
    ببین مقصود من این نیست که کشورهایی که اجازه فعالیت آزاد احزاب و نشریات و رسانه ها رو می دن ، هیچ مشکلی ندارند . بلکه وجود همین احزاب و رسانه ها و نشریات با دیدگاه انتقادی برای حل مشکلات و ساماندهی اختلاف نظرها و تفاوت هاست .
    ولی ببین این قضیه یه قضیه شرطی نیست . یعنی کشورهایی که به برنامه های انتقادی مجال ابراز وجود می دن معنیش این نیست که هیچ مشکلی ندارن ، ولی کشورهایی که مدعی هستند که مشکلات زیادی ندارند بنابراین نباید از وجود چنین برنامه هایی هراس داشته باشند و بترسند از اینکه منتقدان با مردم ارتباط برقرار کنند ، اونهم در شرایطی که مثلا اگر قرار باشه نود سیاسی داشته باشیم ، شاید در هفته دو ساعتش به منتقدان اختصاص پیدا کنه و بقیه زمان همچنان به دولت اختصاص پیدا می کنه ، با این وجود ما نود سیاسی نداریم ، نود اقتصادی یا اجتماعی نداریم . این نشون می ده که مسئولان خودشان هم می دانند اوضاع اینقدر که می گویند هم خوب نیست .



    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  10. اولا صادقانه بگویم من از این اقای فردوسی پور به شدت متنفرم حالش را هم ندارم توضیح بدم چرا!
    دوما به نظر من همه زندگی ما را می توان با سیاست های کلان مملکت مقایسه کرد حتی دعوای دول معروفه ی توی خانه ی مارا
    ثالثا اصلا فوتبال ما سیاسی است و فکر کنم هیچ فوتبالی به اندازه ما سیاسی نیست
    رابعا اشکال نداره من برای این پست کامنت گذاشتم؟
    خامسا حال کردی غلط نداشتم
    سادسا ....سادسا ....بماند!ً

    پاسخ دادنحذف
  11. وقتي براي خودم وفضاي سياسي كشورم متاسف شدم كه فهميدم وزير امور خارجه كشور اشغال شدو ضعيفي مثل عراق به مسئولان ما مي گويد:
    ((ما در عراق دعوا ها و اختلافهايمان را بين خود وخصوصي مطرح مي كنيم سپس در برابر چشمان ملت با هم بسيار خوب وصميمانه رفتار مي كنيم.اما در ايران من بر عكس اين را ديدم))!!!
    خدا عاقبت امور را به خير كند...

    پاسخ دادنحذف
  12. ((الله اکبر........... الله اکبر ................

    خامنه ای رهبر................

    مرگ بر ضد ولایت فقیه............

    مرگ بر آمریکا.............

    مرگ بر انگلیس............

    مرگ بر منافقین و کفار.................


    مرگ بر اسرائیل.....................))

    این شعار توسط همه ی دانشجویانی که در حظور حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته وروحی وارواح العالمین فداه) افطار کردند داده شد یعنی دیگه هیچ حرفی برای گفتن نیست دانشجویان آقا را با تمام وجود دوست دارند
    با تشکر

    پاسخ دادنحذف
  13. @دوست بالایی

    یه دفعه بگید مرگ بر همه به غیر از یک گروه کوچک با یک فکر مشخص ...

    مرگ بر این و آن یعنی چی؟ یعنی همه بمیرن تا خودمون راحت باشیم؟ و در غیر اینصورت چرا از مرگ استفاده میکنید؟

    پاسخ دادنحذف
  14. در ادامه

    اگه این طرز تفکری که به لطف جمهوری اسلامی برای بسیاری از مردم ما جا افتاده ... در کشورهای دیگه هم عمل بشه ... به کجا میرسیم؟

    خواهش میکنم از دوستان قبل از دادن هر شعاری به معنی و عواقبش هم فکر کنن

    پاسخ دادنحذف
  15. دوست طرفدار رهبری من با شما موافق نیستم که تمام مردم و دانشجویان اقا رو بخشیده باشن چون یادم نمیاد ایشون از مردم حتی عذر خواهی کرده باشن بخاطر عملکردی که در سال گذشته داشتن

    به فرض هم ایشون به واسطه ثروت ایران و قدرتی که در دست دارن تونستن مردم رو ساکت کنن فکر نمیکنم بتونن جواب قانع کننده ای رو برای اخرتشون داشته باشن

    ضمن اینکه دانشجویانی که در محضر حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته وروحی وارواح العالمین فداه)( به گفته شما )افطار کردند تا جایی که من از طریق سیما دیدم همه از یک طرز فکر گرد هم جمع شده بودند

    پاسخ دادنحذف
  16. سلام الهام خانوم خواستم ازتون یه یه درخواست بکنم من میخوام مطلبی در مورد نقش اجتماعی زنان ،موانع ومشکلات بنویسم خواستم از شما هم تقاضا کنم همزمان مطلبی بنویسید چون خانم ها بهتر میتوانند درک کنند نقش خودشان را، منتظر جوابتون هستم

    پاسخ دادنحذف
  17. جناب برادر ناشناس
    اولا سلام علیکم ورحمت الله وبرکاته
    دوما روحی وارواح العالمین فداک عزیز من برادر من یه توصیه بهت میکنم بدرد دنیا وآخرتت میخوره

    حرفی که خوشت نمیاد جدی نگیر به جان خودت منظوری ندارم ولی تو خوب میشی

    یه انتقاد هم از مدیره محترمه مکرمه وبلاگ دارم که کمتر به کامنت دوستان ارج مینهند وبعضا جواب دوستان را نمیدهند

    پاسخ دادنحذف
  18. برادر گرامی ارزشی

    واقعا قانع شدم ...

    پاسخ دادنحذف
  19. سلام الهام خانم به قول خودتون اول یه چیزی،من که نگفتم شما با من موافق باشید ومن با عقاید شما مهم اینه که به عقاید هم احترام میذاریم
    اگه موافق باشید برا پنج شنبه شب آماده کنیم
    من درام روش مطالعه میکنم ،پس شد شب پنج شنبه ،به نظرتون خوبه خبرم کنید

    پاسخ دادنحذف
  20. سلام الهام خانوم حق با شماست همون شنبه صبح

    پاسخ دادنحذف
  21. سلام الهام جان،چند روز هست که این پست رو میخونم،اما به خاطر سرعت پایین نمیتونستم نظری بدم.
    به نظرم با وضع امروز حکومت و جامعه ما ،داستان نود برایمان کمی بزرگ باشه.بعد از خواندن این مطلبت به آیه ای از قرآن برخوردم که به ماجرای مباهله پیامبر اشاره داشت و مضمون آن این بود که اگر از مباهله روی برتافتند ،بی شک آنها به دنبال حق نیستند و فسادگرند.
    حالا این آیه مصداق بارز مسئولان مملکت ماست که چون میدانند بر حق نیستند از پرسش و پاسخ و به چالش کشیده شدن در چنین برنامه هایی واهمه دارند.این جماعتی که حتی مناظره های دونفره انتخاباتی را تاب نیاوردند .مسئله دوم خصلتی است که هم گریبانگیر ما و هم مملکتدارانمان است و ان عدم پذیرش نقد است.هر شخص میپندارد در بهترین و درست ترین جایگاه قرار گرفته و سخنش حق است وبا هر منتقدی به مخالفت میپردازد .و چه بسا عرصه را هم بر منتقد تنگ کند.صدا و سیما بارها چنین برنامه هایی داشته اما با به خطر افتادن منافع آقایان،مجری و منتقد برنامه از کار برکنار شدند و برنامه تعطیل !نمونه اش فرزاد حسنی در کوله پشتی که به طرح امنیت اجتماعی انتفاد کرد.
    و سوم اینکه بازهم نه ما،و نه مسئولان دولتی گفتگو کردن را نمیدانیم .گفتگو میکنیم اما هر کس تنها حرف خودش را میزند!گفتگوها اغلب بی نتیجه هستند...
    خلاصه اینکه،اگر همه شرایط هم مهیا شود و امکان تولید برنامه هایی مثل نود باشد ،ابتدا باید فرهنگ گفتگو و انتقادپذیری را بیاموزیم و تمرین کنیم.

    پاسخ دادنحذف