پست‌های پرطرفدار

۰۵ مرداد ۱۳۸۹

نیمه شعبان و عقده های سرکوب شده

پرده اول

راهنمایی که بودیم ، کف زدن یک جرم بزرگ محسوب می شد . یادم می آید وقتی در مدرسه به مناسبت ولادت ائمه جشن برپا می شد ، بچه ها فرصت را برای شادی کردن ، غنیمت می شمردند و با کوچکترین بهانه ای شروع به دست زدن و جیغ کشیدن و شوت زدن می کردند . هنوز چند دقیقه ای از این نوع تخلیه انرژی کردنشان نمی گذشت که مدیر و معاون و معلم پرورشی با چهره ای برافروخته وارد سالن می شدند و طوری سرزنشمان می کردند که انگار شراب خواری کرده ایم یا مثلا برهنه در خیابان راه رفته ایم . معاونمان می گفت : " شما دختر هستید ، این کارها در شأن شما نیست ." من هم همیشه از خودم می پرسیدم مگر دست زدن و سوت زدن توی یک جمع کاملا دخترانه چه اشکالی دارد ؟ معلم پرورشی هم با لحنی سرزنش آمیز می گفت : " فاطمه زهرا (س) هر وقت کسی به خانه یشان می آمده و در می زده ، انگشتشان را روی لبانشان قرار می داده اند تا وقتی می گویند ، چه کسی پشت در است ، صدایشان کلفت شود و تحریک آمیز نباشد ، آنوقت شما (یعنی ما ) آنقدر بی حیا شده اید ، که این سبک بازی ها را در می آورید . " من هم که همیشه تا رنگ دُم میمون را به فلسفه افلاطون و ارسطو ربط ندهم خیالم راحت نمی شود ، با خودم می گفتم یعنی حضرت زینب (س) هم در کربلا با همان انگشت ، نطق می کرده و حقایق کربلا را بر ملا می ساخته ؟ در برابر یزید ، با همان انگشت از آنچه در کربلا دیده و جز زیبایی نبوده سخن می رانده و یزید را تا مرز جنون خشمگین می ساخته ؟ اصلا مگر انگشت روی لب صدا را کلفت می کند ؟ من خودم صد بار امتحان کردم ، هیچ فایده ای ندارد . نیازی به انگشت نیست ، آدم خیلی راحت می تواند صدایش را تغییر دهد !!!!

پرده دوم

مدتی است بدجور احساس دلتنگی می کنم . احساس خفگی دارم و این حس دانشگاه و خوابگاه و خیابان نمی شناسد ، دست از سرم بر نمی دارد . مشکل کوچکی پیش آمده که با همه بی اهمیت بودنش در نگاهم بسیار بزرگ تر آن چیزی که هست جلوه می کند . یک تلنگر کوچک کافی است تا اشکم در بیاید و اگر در زمینه گریه کردن آدم مغروری نبودم ، احتمالا همه اهالی کرمان گریه مرا دیده بودند ، ولی این افتخار (!) نصیب هم اتاقی هایم هم نشد . همیشه گوش شنوای درد دل دیگران بودم ، ولی اهل درد دل کردن نه ، همیشه ظاهر سازی می کردم و غم و غصه هایم را برای خودم نگه می داشتم .
اتفاقا هفته فرهنگ و هنر هم هست . اغلب شب ها در دانشگاه کنسرت و تئاتر و برنامه های مختلف برگزار می شود که توی هیچ کدامشان شرکت نمی کنم ، شاید چون حال و حوصله اش را ندارم ، شاید چون اینجا هفت شب به بعد حمل و نقل درست و حسابی که یک دختر احساس امنیت کند ، ندارد ، شاید چون حوصله خوابگاه و دردسر ها و محدودیت هایش را ندارم . فقط یکی از این شب ها ، توی یکی از این کنسرت ها شرکت می کنم ، آنهم بواسطه اینکه خودم کادر اجرایی هستم و یکی از مسئولان تدارکات مراسم . همچین برنامه سطح بالا و خیره کننده ای نیست که رضایت آدم را جلب کند . آخرین برنامه اما ، چیز دیگری است . دختر و پسر ها با خواننده هم خوانی می کنند ، دست می زنند و سالن تقریبا روی هواست . حس خیلی خوبی به من دست می دهد . با اینکه نه دست می زنم ، نه همراه خواننده آواز می خوانم ، و نه حتی دوست هایم هستند که در کنارشان از مراسم لذت ببرم و فقط به دیوار تکیه داده ام و وقایع را نگاه می کنم ، حس شعف وصف ناپذیری وجودم را پر می کند . برای چند لحظه هم که شده فراموش می کنم که این روزهایم چقدر سگی شده اند . بغض چند روزه ای که گلویم را چسبیده بود ، کمی شل کرده تا نفس بکشم . فقط نگاه می کنم : عده ای دست می زنند و با هم آواز می خوانند . به همین سادگی و همین سادگی انگار که خون تازه ای را در رگ های من جاری می کند . اما دیری نمی پاید که مأمورین حراست وارد عمل می شوند و آبرومندانه برنامه را هرچه سریعتر تمام می کنند و حتی بعد ها شنیدیم که عده ای با جهت فکری و سیاسی مشخص ، گفته اند: " ما تا ریشه کن کردن کامل موسیقی از دانشگاه ، دست از جهاد بر نمی داریم . "

شاید اگر این خوشحالی های ساده را از هم دریغ نمی کردیم ، آمار افسردگی و خودکشی در مملکتمان کمتر بود ، بیشتر دست و دل کار کردن داشتیم . صبح ها از اینکه باز هم صبح شده سر خودمان و خدا غر نمی زدیم و هزاران شاید دیگر ... .

پرده سوم

امشب شب ولادت امام زمان است . من در خانه تنها نشسته ام که برادرم و زن برادرم می آیند دنبالم و با اینکه حوصله ندارم ، به زور برای گردش و خیابان گردی مرا با خودشان می برند . آنچه در خیابان ها می گذرد ، اما تعجب برانگیز است . مغازه دارها بلندگوهای بزرگ را جلوی مغازه هایشان نصب کرده اند و آهنگ های غیر مجاز را با صدای کر کننده ای پخش می کنند . مردم توی فلکه های شهر جمع شده اند و پسرها می رقصند و دخترها با لذت تماشایشان می کنند و با حالتی که دست کمی از رقصیدن ندارد ، دست می زنند . از داخل بیشتر ماشین ها صدای موسیقی های بسیار شاد با صدای بلند به گوش می رسد . یک ماشین سمند با تعدادی دختر جوان از کنارمان عبور می کند . دخترها سرشان را از پنجره بیرون کرده اند و جیغ می کشند و با موسیقی بلندی که توی ماشین گذاشته اند آواز می خوانند . شاید این ها هم مثل ما از جیغ کشیدن توی یک جمع دخترانه محروم شده اند . شاید این ها هم وقتی توی دانشگاهشان می خواستند مثل آدم دست بزنند ، مأمورین حراست نگذاشتند . شاید این ها هم عقده هایشان را اینگونه فریاد می کنند . امشب که احساس می کنند اگر به نام مذهب شادی کنند کسی مانعشان نمی شود . اگرچه شاید بعضی کارهایشان تناسبی با امشب و مناسبتش نداشته باشد و خوشحالیشان هم از بابت واقعه امشب نباشد .
تعداد عروسی ها امشب فوق العاده زیاد تر شده ، حتی از شب های جمعه هم بیشتر است . تمام سالن های شهر از جشن و شادی پر است . مردم ما امشب را برای عروسی کردن مبارک و خوش یمن می دانند . با اینحال در همه این مراسم ها مردم می رقصند و جیغ می کشند و احتمالا هم این کار را دخترها جلوی آقای داماد انجام می دهند ( تازه به شرط اینکه مراسم مختلط نباشد . )
همه این ها ادعای مسلمانی دارند ، راستی آن "برادری" هم که می خواست موسیقی را از دانشگاه ریشه کن کند ، این ها را می بیند ؟ دانشگاه نه ، یک جای دیگر ، هفته فرهنگ و هنر نه ، نیمه شعبان آری !

بیایید برای یک بار هم که شده به جای سر دادن فریاد "وااسلاما" و حقیر کردن اسلام تا آن اندازه که پایه هایش با چند تا جیغ و سوت و کف سست می شود ، بنشینیم و فکر کنیم که واقعا اینهمه تناقض چگونه و به چه علتی شکل می گیرد ؟ چه می شود که خیابان های شهر ما به نام امام زمان (عج) رنگ و لعاب شهرهای اروپایی به خود می گیرد ؟ و این تناقض ها و عقده گشایی ها و آن برخوردهای غلط را متاسفانه ما در بیشتر حوزه های اجتماعی مثل مسئله حجاب هم شاهدیم . آیا اساسا نام این ها را می توان تناقض گذاشت یا این مسئله صرفا از دیدگاه کسانی تناقض است که حاضر به پذیرش اندیشه های نو متناسب با شرایط اجتماع نیستند ؟ و شاید هم ترکیبی از هر دوی این ها را بتوان مشکل جامعه امروزی ما دانست که نام " اسلامی" را یدک می کشد .

۵۶ نظر:

  1. فکر کنم اولین باره که اول می شم

    پاسخ دادنحذف
  2. این پست از بهترین پست هایی هست که گذاشتی

    بهت تبریک می گم

    پاسخ دادنحذف
  3. چند وقتی هست که احساس می کنم گرفته ای و یه چیزی اذیتت می کنه
    اگه اینطور که گفتی (با همه بی اهمیت بودنش در نگاهم بسیار بزرگ تر آن چیزی که هست جلوه می کند .) مثل منی:دی
    من با مشکلات بزرگ خیلی بهتر می سازم لوووووول

    پاسخ دادنحذف
  4. حق با توئه
    اگر شادی بیشتر بود
    "حق" شادی بیشتر بود
    خیلی از مشکلات خود به خود حل می شد
    کی گفته اسلام یعنی نشستن و گریه کردن؟

    پاسخ دادنحذف
  5. با سلام
    اینجانب دانشجوی دوره کارشناسی رشته روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبایی هستم و برای تکمیل پایان نامه ام نیازمند تکمیل پرسشنامه هایم توسط دانشجویان دانشگاه های آزاد شهر تهران هستم. موضوع پژوهش من بررسی رابطه بین ابعاد عشق و تعدادی از ویژگی های فردی می باشد و برای پرکردن پرسشنامه ها حداقل شرط لازم این است که آزمودنی هم اکنون داری رابطه عاشقانه با شخصی دیگر و یا افکار عاشقانه درباره شخصی دیگر باشد. لازم به توجه است که نمونه من بایستی از دانشجویان دانشگاه های آزاد تهران باشد ولی شرکت تمامی دانشجویان کشور در این پژوهش مجاز است وجواب آزمون به آنها داده خواهد شد. در پایان خواهشمند است فیلد مربوط به دانشگاه را بدرستی پر کنید تا در انتخاب اعضای نمونه پژوهش دچار اشتباه نشویم.
    برای شرکت در آزمون آدرس زیر را در مرورگر خود کپی کنید و کلید اینتر را فشار دهید.
    Azmoon.freei.me
    از مسئول وبلاگ خواهشمندم برای اعتلا و پیشرفت سطح علمی جامعه این آگهی را حذف نکند تا سایر بازدیدکنندگان هم در صورت تمایل بتوانند شرکت کنند.
    با سپاس

    پاسخ دادنحذف
  6. اول از همه با خوندن این متن خدا رو شکر کردم که دختر نشدم!!
    بعدش که بعله.ازین آهنگا و خوشحالی ها زیاد شنیده و دیده شد تو شب نیمه شعبان و این دفه خدا رو شکر کردم و دعا کردم که خدا چنین شبایی رو زیاد کنه!!خیلی کم پیش میاد کارهای غیر مجاز،یک شبه مجاز که بشوند هیچ،ثواب هم داشته باشند!!‏

    پاسخ دادنحذف
  7. منم گاهی کفری می شم سر این چیزا. اما کلماتی برای بیانش پیدا نمی کنم.
    قشنگ گفتی. مرسی. @};-

    پاسخ دادنحذف
  8. سلام وقتی در راببندی از پنجره وارد میشوند ای کاش فقط مسائله موسیقی بود ما که در جامعه ایرانیم شاید دیگر برایمان عادی شده اما مثلا همین چند روزی که شبکه فارسی وان قطع شده بلوایی در بین مردم پیدا شده که انگار عده ای در کوزه باشند و همگی به سمت در کوزه هجوم ببرند خیلی احسای بدی بهم دست میده انگار انسانهای عهد حجریم شاید اگه همه چیز به اندازه باشه همچین اتفاقایی نیفته وقتی در کشوری فیلم افراد 30سال به بالا رو بچه 7ساله نگاه میکنه وخیلی تداخل دیگه همین پیش میاد

    پاسخ دادنحذف
  9. عالی بود. وقتی تو متنت می نویسی پرده اول... می دونم که متن زیبایی در انتظارمه :دی ممنون

    تو مدرسه هر وقت جشن می گرفتن ما رو می فرستادن تو زیر زمین مدرسه بشینیم رو زمین که یه وقت صدامون بیرون نره نامحرما که پشت در گوش وایمیستن بشنون. تازه حق نداشتیم سوت یا دست بزنیم باید با دو انگشت آروم دست می زدیم. یادم نمیاد ولی به این جور دست زدن یه چیزی تو مایه های دست محمدی می گفتن. بعد هم که انگاری به جوجه دون می دن رو سرمون نقل می پاچیدن. هیچ وقت نفهمیدم اگه نقل ها رو تو سینی می گردوندن بین بچه ها چه اتفاقی می افتاد. ما خیلی پررو می شدیم؟؟؟

    پاسخ دادنحذف
  10. من هم با این چیزا مشکل دارم!

    شادی ساده ی مردمو سرکوب کرن که وقتی فرصت اینجوری گیرشون میفته جو زده می شن
    اینه که به خاطرش جنبش راه می اندازن
    اینه که به اسم یه چیز دیگه یه کار دیگه میکنند!

    ولی بازم خوش به حال شما که این چیزا تو دانشگاتون آزاده ولی توی دانشگاه آزاد (حداقل واحد تهران پزشکی ) که از زمان تغییر رئیسش (از دکتر یحیوی به دکتر فیروزان) این جلف بازیها (؟؟!!) غدغنه

    پاسخ دادنحذف
  11. فکر میکنم باید اسلام را از تنمان بکنیم و ان را پشت و پیش بپوشیم شایدم وارونه شایدم ای نرو اون رو

    پاسخ دادنحذف
  12. نمیدونم از چی بگم اما قبل از هر چیز از اینکه دوباره یه متن عالی نوشتین ابراز خوشحالی میکنم.
    همیشه رفتار مردم در نیمه شعبان باعث میشه تا ذهنم پر از سوال بشه,همه چیرهایی که شما اشاره کردید و چندین علامت سوال و تعجب دیگه.
    توی جشنها و تجمعات خیابانی اول از همه شاید آزادیهای(!)نیمه شعبان و ایام انتخابات (جدیدآ) سوال ایجاد میکنه,کارهایی که بدون توجه به صحیح یا غلط بودنشان تناقض رفتاری مسئولین تعجب ایجاد میکنه.
    نکته بعد نزاعهایی بود وحشیانه که هیچ عکس العملی از سوی سربازهای نحیف و ضعیفی که نطاره گر ماجرا بودند به همراه نداشت,اول فکر کردم ما واقعآ توانایی ایجاد امنیت و و مبارزه با اراذل رو نداریم اما ناگهان یاد کماندوهایی که برای سرکوب مردم معترض میومدن افتادم,نه مثل اینکه توانایی داریم.
    توی کرمان شربت و کیکها بیشتر برای جنبه تبلیغاتی توزیع میشدند و ما نفهمیدم این مغازه ها و اکثرآ فست فودها که خیلی خوب میشناسیمشون برای امام زمان شربت میداند,برای مردم یا برای خودشون.
    وقتی جشنهای کریسمس مسیحیان رو میبینم افسوس میخورم که چراما نباید توی مناسبتهای زیادی که داریم جشنهایی با پشتیبانی دولت و مطابق با فرهنگ دینی و ملی مون داشته باشیم.
    و جالبتر از همه اینه که شاید حداقل توی استان ما بیشترین مستها رو شب نیمه شعبان داشته باشیم که این هم جالبه.
    تفاوت نسل جدید پرورش یافته حکومت اسلامی و نسل پرورش یافته قبل از انقلاب که رفت جلوی گلوله تانک جالبه.
    از فعالیتهای تربیتی(!) آموزش و پرورش و فضای باز و علمی مراکز آموزش عالی هم که نیازی نیست چیزی بگم.

    پاسخ دادنحذف
  13. فكر كنم فقط وبلاگ شماست كه هرچقدر هم بلند نوشته باشي باز تا آخر مي خونم.

    پاسخ دادنحذف
  14. خوندم . دوباره منو نوشته ات به فکر فرو برد...متاسفم دارن همه چی رو ازمون می گیرن...ولی من تا آنجایی که توان داشته باشم می جنگم...با لبخند دایمی رو لبهایم...خر چند تلخ ــــــــــــــ

    پاسخ دادنحذف
  15. رعایت اسلام از نظر هر کسی فرق داره ولی نوع امریکاییش از همه بهتره
    ;)

    پاسخ دادنحذف
  16. سلام
    هدف ما جو گیر شدن شماست!بانک ملی بی طرف بایجان!
    چطوره من شما رو به عنوان مشاور املایی خودم انتخاب کنم!البته اگر مجلس سنای بی طرف بایجان به شما رای اعتماد بده!
    ممنون که این همه وقت گذاشتین همه پستا رو خوندیدن فکر نمی کردم یه نفر بیاد همه این پستا رو بخونه واقعا که چه همتی دارید برای همش یکی یه نظر گذاشتین
    شرمنده کردید
    امید وارم هیچ وقت بد بخت نشید البته منظورم ازدواج نیست چون اون که اجتناب نا پذیره!ولی کلا امید وارم همیشه خوش بخت باشید
    من همین الان میرم سه تا پست اخری شما رو می خونم و نظر براش می ذارم تا بفهیمید که کی از همه جو گیر تره!

    پاسخ دادنحذف
  17. موافقم انجمن جو گیر شدگان جوان!
    (نیمه جو گیر شدگان ار هم می پذیریم!)
    در ضمن ما رییس قسمت حساب داری بشیم بسه!
    انشالا همیشه شاد و خوشحال باشید وغمها از شما دور باشه

    پاسخ دادنحذف
  18. ***

    @ بنفشه
    اول شدن اینجا که مهم نیست ، مهم اینه که تو قلب من همیشه اولی !!!
    ممنون مثل همیشه لطف داری ، ولی این پست ها جلوی قلم شما لنگ میندازن !
    آره درست فهمیدی ، یه مدتیه این کودک درونم خیلی خودسر شده ، دیوونه بازی در میاره ، همش بهونه می گیره !!!
    :D
    از اون کلمه "حق" خیلی لذت بردم ! حق شادی !

    @ سینا
    والا من خودمم روزی هزار بار به خودم لعنت می فرستم که دختر شدم !!! شاید اگه یه جای دیگه بجز ایران و افغانستان و پاکستان و هند و اینا به دنیا اومده بودم ، بخاطر دختر بودن به خودم لعنت نمی فرستادم ، لا اقل کمتر لعنت می فرستادم !!!!
    راستش من که نفهمیدم عاقبت این دولت به لیبرالیسم فرهنگی اعتقاد داره یا نه !!!

    @ مسعود
    نظر لطفتونه .
    ممنون که سر زدید .

    @ آگاهی
    جالب اینجاست که صدا و سیما به جای اینکه با اینهمه بودجه یه شبکه دائمی فیلم و سریال راه اندازی کنه که با آداب و رسوم ما مطابقت بیشتری داشته باشه ، از ز.ن.ا.ی ذهنی می گه و اتفاقا اینطوری ذهنیت جوون ها رو به سمتی می بره که نباید و درواقع بهشون خط می ده !
    سریال هایی مثل فاصله ها هم که فاجعه هستن ، مثل اینه که بشینی و یک جوون امروزی با باورهای امروزی رو به باد نصیحت بگیری !

    @ دیلماج
    خیلی خوشحال شدم که گفتی "عالی بود " ! تازه جوگیر هم شدم !!!
    فکر کنم از فعالیت های فرهنگی اجتماعی مدارس دخترانه و روش هایی که ما مدیر و معاون و معلم پرورشی رو دور می زدیم و حسابی کفریشون می کردیم ، بشه کلی پست های جالب نوشت !!!
    تازه پای مواخذه که وسط می اومد من کلی استدلال و برهان برای زیر پا گذاشتن قوانین مدرسه پشت سر هم سوار می کردم که باعث می شد نه تنها عذرخواهی نکنم بلکه همه ازم عذرخواهی کنن !!!!:D
    توی مدرسه شما که دیگه واقعا آخر خلاقیت و ابداع بودن !!!!!

    @ مهربانی
    ای بابا ! حالا باز شما تهران هستین ، همه امکانات مملکت دور و برتون ریخته ! ما که همه دلخوشیمون توی اون شهر غریب به همین چیزاست !

    @ دان کی شوت
    همون قضیه پوستین وارونه حضرت علی (ع) دیگه !!!
    ...
    کاری نکردم ، پست هاتون بامزه بود ، خوندم !
    فکر کنم دوز جوگیری شما بیشتر بوده چون پست های من طولانی تر از پست های شما بودن !
    واقعا لطف کردین که پست هام رو خوندین .

    @ رهجو
    فکر کنم بعد از مدت ها اولین باره که بعد از نفر دهم کامنت می گذارید ! البته اصلا مهم نیست که چندم می شین ، مهم اینه که همیشه حضور دارین .
    راستی الان دیگه "رهجو" یک بار معنایی خاصی پیدا کرده که باعث می شه انس گرفتن با اسامی دیگه سخت باشه !
    ...
    یه نظریه ای هست که می گه وقتی نیروهای امنیتی کشور درگیر مسائل دیگه باشن ، میزان ناامنی های اجتماعی افزایش پیدا می کنه .
    ولی در کل این سکوت دولت و طرفدارانش در برابر حوادث نیمه شعبان مخصوصا وقتی چنان جنجال های بزرگی سر طرح مبارزه با بدحجابی اتفاق می افته ، آدم رو به فکر وا می داره !

    @ م پارسا
    با اینحساب باید خیلی به خودم افتخار کنم .
    شرمنده می کنید .

    @ اعظم
    ولی من تا آنجایی که توان داشته باشم می جنگم...با لبخند دایمی رو لبهایم...هر چند تلخ ـ
    فوق العاده بود !


    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  19. من به دليل سمتم مجبور بودم تقربا تو همه برنامه هاي هفته فرهگ وهنر دانشگاه شركت كنم.متاسفانه مشكل اون شب تو شباي ديگه هم كم وزياد مشاهده مي شد اما كي جرئت داره با حراست در بيفته؟!!!
    هرچي گفتن بايد سرتو بندازي پايين وبگي چشم!

    خوش به حالتون كه حداقل تو شهر شما يه نيمه شعبان مردم شادند.اينجا كه مكانهايي پيداميشد كه شب ولادت مراسم روضه وگريه برپابود!!!
    واقعا فاصله از اصول اسلام واقعي تا چه حد؟
    سال گذشته يه عده كه شديدا جو گير شده بودن ميگفتن به جاي جمهوري اسلامي باشه جمهوري ايراني!
    اولش از شنيدن اين حرف خيلي ناراحت شدم اما بعد كه بيشتر فكر كردم ديدم انصافا تو كشور ما اسلام واقعي نيست (فيلم قانون با بازي پرستويي رو ببينين).
    با ادعاي اسلام داشتن وعمل نكردن وحتي برعكس عمل كردن به اين دين مقدس داريم اين دين رو تحريف ميكنيم كه اشتباه بزرگتريه.
    بهتره برگرديم از اول دوباره مسلمان شويم تا نام جمهوري اسلامي برازنده ما باشد وامام زمان(عج) نيزشايد با دلگرمي به يك كشور واقعا اسلامي زودتر ظهورنمايد.

    ميلاد باسعادت مهدي موعود(عج) رو هم به همه تبريك ميگم.

    پاسخ دادنحذف
  20. سلام با مطلبی تحت عنوان فرهنگ استبداد زدگی بروزم منتظر نقدو پیشنهادتون در مورد رهایی از این فرهنگ هستم

    پاسخ دادنحذف
  21. سلام. متاسفانه بعضیها دین سهله رو با عقده گشائیهای خودشون (یعنی سختگیری)اشتباه گرفتن دین اسلام دین شادیه و در قران به کفار می گه زیاد بگریید و کم بخندید متاسفانه عده ای از علما این آخرش را حذف می کنند و برای ما می خوانند تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .یا حق

    پاسخ دادنحذف
  22. عرض شود که اون چیزی که شما دنبالش میگردی تو عمق زیاد متری زبان فارسی نمی خواد اینو باید در بی سواتی ما جشت جو کنی خواهر ارزشی!
    من اصلا ناراحت نیستم پیدا نیست؟
    من خیلیم خوشحالم همچی ارومه
    فقط یک مشکلی هست اونم اینه که زندگی یه کم شور شده!فقط همین مشکل دیگه ای نیست!

    پاسخ دادنحذف
  23. سلام علیکم.
    آره.منم دقیقا این چند وقت به همین چیزا فکر میکرم و میخواستم بیام و تو وبلاگم بنویسمش که دیدم نوشتیش و البته چقدر هم خوب.دمه شما گرم.

    پاسخ دادنحذف
  24. سلام

    حرفها و عقاید تلخ و دردناک معلم پرورشی نتیجه تقدیس کسانی است که نمی شناسیمشان

    وقتی فریاد وا اسلاما می شنوم مدت هاست اولین سوالی که به ذهنم میرسد اینست که کدام اسلام؟؟؟

    جمله ی پایانی شما را تصحیح می کنم بنظرم تناقض بزرگترین مشکل فرهنگ ماست که به دین و سیاست و اقتصاد و... حتی ورزش هم نفوذ کرده.

    تناقض ما ریشه اش در نشناختن و نخواندن ماست. در قرآن و نهج البلاغه نخواندن ما در تقدیش بی شناخت ما و در مسلمانی شناسنامه ای ما.

    از اینکه این عقده گشایی ها تازگی ها جنبه ی رسمی پیدا کرده و رفته زیر بیرق شهرداری ، واقعا باید نگران بود.

    ابتدای مراسم صلوات نصفه و نیمه ای در نهایت بی توجهی فرستاده می شود و بعد باندهای بزرگ با صدای اهنگشان ، گوش ها را تا مرز کر شدن پیش می برند.
    مراسم تا حتی 1-2 بعد نیمه شب ادامه دارد و ....
    وقتی اسلام ما بشود اسلام مصلحت اندیش و ریایی ، از این اتفاق ها کم نمی افتد

    اینکه درد و دغدغه ی اسلام دارید باعث دلگرمی است.

    یا علی

    پاسخ دادنحذف
  25. اینبار هم خوب نه که عالی نوشتی الهام جون
    نویسنده یعنی همین
    که درد و عقده فروخفته اکثر مردمو با زنجیر کردن کلمات دلنشین و ساختن سطرای زیبا بهمون تحویل بده
    دست مریزاد

    پاسخ دادنحذف
  26. یکی از هم کلاسیاتشنبه, مرداد ۰۹, ۱۳۸۹

    مردان کوچک هدف دارند ومردان بزرگ اراده

    یک وقتایی آدم درست وغلط حالیشه ومیدونه کاری که میکنه اشتباهه ولی خداوند زنده ی ابدی ما را از یک حقیقت باخبر میکند

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ان نفس لاماره بسوء الا ما رحم ربی

    به عنوان مثال
    تمام مردم این عصر وزمانه از خطرات مواد مخدر اگاهی دارند ولی باز هم عده ای هوای نفس را بر عقل برتری میدهند در حالی که خود اگاهند

    انسان تنها موجودیه که قادر بر انجام این کاره

    شاید من هم که دارم باتو صحبت میکنم یکی از همین افراد باشم
    گاهی آدم یادش میره روزگاری وجود داشته که اصلا وجود خارجی نداشته وموجودی به نام انسان دراین دنیای بی منتها وجود نداشته
    گاهی انسان ها طوری رفتار میکنند که ابدی هستند وهیچوقت نمیمیرند

    فرستادگان واولیا خدا که مظهر کمال انسانی وبی عیبی بودند از نتیجه اعمال ما به ماخبر میدهندو
    می گویند کسی که از سختی وعظمت انرز آگاه باشد هیچ وقت نمیخندد


    گاهی انسانها سعی میکنند از بعضی چیزها بی خبر بمانند تا راحتتر بازی کنند وعذاب وجدان نداشته باشند

    خوشحالی وشعف واقعی در خنده وفریاد نیست

    ولی مردم مردم اند

    فعلا خدا حافظ

    پاسخ دادنحذف
  27. ***

    @ یکی از همکلاسیات
    ...ادامه کامنت قبل :

    غفلت انسان ها از آخرت و سایر موارد اینچنینی که مطرح کردید هم ، بحث دیگری است .اما آنچنان که احتمالا می دانید اسلام ، دین دنیا و آخرت است و فروگذاری از هیچ کدام بخاطر دیگری را جایز نمی شمرد .
    اما گفتید :
    "فرستادگان واولیا خدا که مظهر کمال انسانی و بی عیبی بودند از نتیجه اعمال ما به ماخبر میدهند و
    می گویند کسی که از سختی وعظمت آنروز آگاه باشد هیچ وقت نمیخندد"
    شما طوری این مسئله را بیان می کنید که انگار دین اسلام شادی را جایز نمی شمرد ، در حالی که نه تنها اینچنین نیست ، بلکه اسلام معتقد به برقراری تعادل میان شادی و اندوه است ، آنچنان که مولایمان علی (ع) می فرماید :
    «شادی انبساط خاطر و نشاط می آورد و غم و اندوه، دل را گرفته و نشاط را برمی چیند.»
    و یا اینکه :
    یک روز امام صادق (ع) به یکی از یارانشان به نام "یونس شیبانی" فرمود: با یکدیگر شوخی می کنید؟ گفت: کم. حضرت فرمود: "این گونه نکنید، زیرا شوخی از خوشخویی است و تو به وسیله آن، برادرت را شاد می کنی."

    می بیند که در اسلام نه تنها شادی کردن نهی نشده بلکه به آن توصیه هم شده .
    از سوی دیگر در احادیث و آیات قرآنی به کررات تاکید شده که خداوند از هر کسی به اندازه توانایی اش انتظار دارد ، و توانایی های همه مردم هم یکسان نیست ، وگرنه همه مردم محمد (ص) و علی(ع) بودند . خداوند متعال هم این را در دینش منظور داشته و به همین دلیل است که از همه مومنان انتظار ندارد مشابه آن عارف و روحانی رفتار کنند که به درجات عالی عرفان و روحانیت دست یافته ، بنابراین این مثال شما در اینجا و استفاده از آن برای عموم مردم جایز نیست . از سوی دیگر به فرض هم که همین طور باشد و کسی که روز قیامت را درک کند ، کسی که عاشق خدا باشد و درد فراغ را احساس کند هرگز نمی خندد ، ولی دوست من بهتر نیست که به جای وضع ممنوعیت های بیهوده و سختگیری های ب یفایده که نتیجه ای بجز تحریک بیشتر جوانان نخواهد داشت ( آنچنان که تا امروز نتیجه ای جز این نداشته .) سعی کنیم ، معارف والای اسلام را به شکل صحیح در اختیار مردم قرار دهیم و آن گاه انتظار داشته باشیم که مردم از روز قیامت و عذاب آخرت غفلت نورزند ؟؟؟؟

    گفتید :
    "خوشحالی وشعف واقعی در خنده وفریاد نیست ."
    دوست من این شما نیستید که تعیین می کنید خوشحالی و شعف واقعی در چیست . معنای خوشحالی و شعف واقعی برای فرد فرد انسان ها در شرایط مختلف تفاوت دارد و هیچ کس ، از جمله شما نمی تواند برایش مصداق مطلقی ارائه کند .
    کسی که واقعی بودن یا نبودن این شادی را تعیین می کند ، خود انسان ها هستند . خیلی از شادی های واقعی از دیدگاه اسلامی و حتی عرف و اخلاق مجاز نیستند ، اما همگی واقعی هستند و انسان هنگام تجربه اش به شدت احساس شادی و خوشحالی می کند ، اما دوست من آنچه اسلام می گوید این نیست که شادی و خوشحالی واقعی چیست ، اینست که بهای بعضی از شادی ها و خوشحالی ها گزاف است و ارزش پرداختن اینهمه بها را ندارد !

    در ضمن در هیچ کجای اسلام نه دست زدن حرام است و نه جیغ کشیدن در یک جمع کاملا دخترانه و حتی مراجع تقلید فعلی از جمله آیت الله خامنه ای هم این مسئله را تاکید کرده اند که در صورتی که دست زدن در مراسم ها ایجاد شهوت نکند هیچ اشکالی ندارد !

    ضمن اینکه تمام این استدلال های شما زمانی درست است که مثلا جوانان ما اگر امروز در خیابان ها یا در دانشگاهشان یا در مدرسه هایشان شادی نکنند ، می نشینند قرآن می خوانند ، یا میروند به آخرت فکر می کنند ، نخیر اگر توی مدرسه هایشان یا دانشگاهشان در یک چارچوب های خاص و معین و شرعی شادی نکنند می آیند توی خیابان ها بدون هیچ محدودیت و چارچوبی شادی می کنند ، همان طور که نتیجه سخت گیری های دیروزمان ، امروز این شده !

    باز هم بابت حضور شما در جمع ما و شرکت در بحث تشکر می کنم و امیدوارم باز هم در آینده بتونیم از نظرات خوبتون بهره مند بشیم. از سایر دوستان هم خواهش می کنم در صورت تمایل در این بحث شرکت کنند و ما رو از عقاید و باورهای خودشون آگاه نمایند .

    با تشکر


    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  28. سلام دایی الهام عزیز.
    خوبی ؟ من که بالاخره بعد از کنکور هرجوری بود دوباره برگشتم .
    انشاالله مثل قبل در ارتباط باشیم و به ما سر بزنی.
    یه زحمت بکش آدرس ها رو هم اصلاح کن . اگه بازهم دستای مبارک عمو هیت.لر به وبلاگ ما خورد فقط یک رقم به عدد انتهایی اضافه کن

    آدرس پاک نویس:
    http://paknewis2.blogspot.com

    آدرس پاک نویس روزانه :
    http://paknewisd.blogspot.com

    پاسخ دادنحذف
  29. سلام.بازهم سخن از زبان بسته ما گفتی...
    چقدر هیس شنیدیم وخنده و شادی نوجوانی مان را فروخوردیم مبادا به گوش نامحرمان برسد.حالا حنجره هامان شده کوله ای از شادی های ابراز نشده که خاک خورده و تبدیل به بغضی سنگین شده ...
    هر روز این بغض های چندین ساله را دنبال خود میکشیم شاید.روزی فرصتی یابیم و بیرون بریزیم...
    به قول قیصر امین پور:
    عمری است لبخندهای لاغر خود را ذخیره می کنم باشد ،برای روز مبادا...

    پاسخ دادنحذف
  30. وقتی پیام ها رو میخوندم فکر کردم که بگم اسلام واقعی موهبتی نیست که ازش حرف میزنی چون اسلام صرف نظر از غیر قابل اجرا بودن در بسیاری از مسائل, برای خیلی از رفتارهای ما حکمی نداره یا مبهمه و ناگزیر هر کسی به اندازه فهم و میل خودش یا شنیده هاش از اسلام عمل میکنه

    شبیه ترین چیز به اسلام واقعی! در عالم خارج, نظام حکومتیه عربستان و شیوه زندگی مردم عربستان هست که چه خوشمون بیاد چه نه( اسلام واقعی تر هم ) با فکر و ارزوهای مردم ایران جور در نمیاد

    بدیهیه که اگه ما اصرار داریم که اسلامی باشیم بهتره که اسلام واقعی باشیم تا چیزی رو به اسم اسلام در نظر داشته باشیم. ولی خیلی بهتره به جای این همه نظریه درباره چیزایی که درست و غلط بودنش رو کسی نمیدونه بیایم سر مسایل مهم و مورد توافق ابتدایی تر و اصولی تر و کاربردی تر به نتیجه برسیم با توجه به واقعیتهای جامعه خودمون

    پاسخ دادنحذف
  31. یکی از همکلاسیاتشنبه, مرداد ۰۹, ۱۳۸۹

    وقتی در جنگی برد نصیب شما شد به زنان دشمن کاری نداشته با شید چرا که زنان از عقل بهره ی کمی دارند واز لحاظ روانی وجسمی ضعیف هستند

    نهج البلاغه

    پاسخ دادنحذف
  32. ***

    @ فرشاد
    سلام دایی فرشاد . امیدوارم که سد کنکور رو به خوبی پشت سر گذاشته باشید و به آنچه که دوست دارید و خیر هم هست ، برسید .
    منتظر دست نوشته های خوب شما هستم .

    @ بارون خانم
    چقدر زیبا نوشتی ...

    @ ناشناس
    راستش من اینجا قصد بحث فقهی ندارم و نظرم صرفا به اینه که توی هر زمینه ای سخت گیری های بی جا و بدون پشتوانه نتیجه معکوس داره . ولی حالا که شما بحث اسلام رو مطرح کردید ، باید بگم اول اینکه اونچه در عربستان اجرا می شه "وهابیت" هست نه "اسلامیت" !
    نکته دوم اینکه اسلام به تکثر عقاید و تحقیق و تعقل و تفقه ، حتی در دین احترام می گذاره . اگر از یک سری اصولی بگذریم که در همه زمان ها یکسان هستند ، مثل وحدانیت خدا ، یا حقانیت معاد و یا نبوت و امثالهم ، بسیاری از دستورات و فروعات دینی باید مطابق زمان تغییر کنه ، آنچنان که در اصل اسلام هم وجود فقها و تاکید بر نایبان عام امام زمان هم بخاطر چنین امری است منتها همین قرائت جدید هم باید بدست اهلش صورت بگیره ، نه اینکه هر کسی که داعیه روشنفکری داشت در گوشه ای پرچم اسلام نوین علم کنه ! آنچنان که در صدر اسلام هم ممنوعیت نوشیدن شراب به تدریج و نه یکباره اتفاق افتاد ، این خود نشان می دهد که در اسلام بر اساس شرایط اجتماع دستورات و فروعات دینی قابل تغییرند .
    به عنوان مثال شما اگر به دستورات سیاسی ، اجتماعی اسلام در آن زمان ( هزار و چهارصد سال پیش در جزیره العرب ) توجه کنید ، متوجه مترقی بودن دستورات اسلام خواهید شد . به عنوان مثال فتح مکه و اینکه پیامبر خانه ابوسفیان را مامن بخشش قرار می دهد ، نمونه بارزی از بشر دوستی و صلح طلبی اسلام است . یا اینکه در زمان پیامبر مخالفان ایشان در مسجد جمع می شدند و با مسلمانان بحث می کردند و یا مثلا بر سر مسئله ولایت علی (ع) ، در کتاب کشف المهجم سید بن طاووس روایتی هست که :
    " بعد از غدير و اواخر عمر پيامبر(ص)، ایشان به امام علي(ع) مي فرمايند: تو بعد از من ولي اين امتي.اين ولايت مال توست.چيزي است که خدا به تو داده.اگر ديدي اين مردم اکثريتشان تو را قبول کردند اين ولايت را بپذير و قبول کن.اما اگر ديدي اختلاف کردند و نپذيرفتند آن ها را رها کن و بگذار هر کار که خودشان صلاح مي دادند انجام دهند."
    این روایت هم نشان دهنده اوج توجه اسلام به رای اکثریت است که حتی در جایی که ولایت را موهبت خدا به ولیش می داند ، تا زمانی که موافقت اکثریت مردم نباشد پذیرفتنش را حتی برای علی (ع) که حق مسلمش این ولایت است ، جایز نمی شمرد .
    دوست من مسئله اساسی امروز جامعه بشری ، همین چیزهاست . همین آزادی بیان ، همین حقوق بشر ، همین دموکراسی خواهی ها و آزادی طلبی ها ! که می بینید اسلام در اوج ترقی به همه این ها در مطلوب ترین و معقول ترین وجه ممکن پاسخ می دهد و اگر در سایر امور پاسخ مناسب را نمی یابیم ، شاید اشکال از نگاه ماست و شاید اشکال ما اینست که به دیده ها و شنیده های خود اکتفا می کنیم و چندان به دنبال یافتن منابع و بیرون کشیدن حقیقت نیستیم .


    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  33. ***

    @ یکی از همکلاسیات
    راستش کامنت شما درست زیر کامنت اون دوست ناشناسمون ، برای من فوق العاده جالب بود و از یک سو هم مایه تاسف . چرا که شاید مطالعه این دو کامنت در کنار هم ، برای خیلی ها این تصور غلط را ایجاد کند که واقعا به گفته اون دوست ناشناسمون اسلام واقعی همان چیزیست که در عربستان اجرا می شود و آنچنان که من خود دیدم ، آنجا زن را موجود دست دوم به حساب می آورند .
    دوست من عقیده شما برای من بسیار قابل احترام است اما در اینجا ذکر چند نکته ضروری است :
    اول اینکه همانطور که قبلا هم گفتم ، درک اسلام واقعی بدون درک شرایط زمانی و جغرافیایی آن روز جامعه عربستان امکان پذیر نیست .
    دوست من شرایط جامعه هزار و چهارصد سال پیش عربستان ، شرایطی است که زنان و دختران را زنده به گور می کردند و صرفا جنبه اقتصادی فرزندان حائز اهمیت بود و از آنجایی که زن در آن جامعه به دلیل تعصبات کوکورانه اعراب ، نه تنها قادر به انجام امور اقتصادی و کمک در تامین معاش خانواده نبود ، بلکه باری بر دوش خانواده هم محسوب می شد . در چنین شرایطی دوست من ، اینکه مولا علی (ع) جسارت می کنند و حداقل بیان می کنند که زنان بهره ای از عقل دارند ، هر چند کم ، خودش نشان دهنده قیام اسلام در برابر همین تعصبات نابجا است . اسلام از این رو خود را دین همه عصر ها و زمان ها می داند که به فقیهانی دلبسته که اسلام را به درستی منتقل کنند و شرایط زمان را در نظر بگیرند . ما باید قرائتمان را از چنین احادیثی متناسب با شرایط جامعه امروز ما که زن ها از همان آغاز از اگاهی های اجتماعی یکسانی در مقایسه با مردها برخوردار می شوند و در کشورهای مترقی در فعالیت های اجتماعی مشارکت می جویند و موفقیت های کثیری را بدست می آورند ، عوض کنیم . دوست من این انسان ها نیستند که بنده دین باشند ، بلکه دین است که قرار است به انسان ها خدمت کند و راه سعادت دنیوی و اخروی را به آن ها نشان دهد و از آنجایی که به کرات در اسلام هم تاکید شده که انسان ها خود عقل دارند ، اگر یک روز انسان در یابد که دین در ارائه راه درست سعادت به او عاجز است ، ان را بی هیچ درنگی کنار خواهد گذاشت . دوست من چنین برداشت های متعصبانه ای که شما از این روایات گهربار دارید ، امروز دیگر از هیچ عقل سلیمی بجز طالبان در افغانستان و پاکستان پذیرفته نیست و مطرح کردن انها به این شکل آنهم برای جبران ناآگاهی خودتان و پوشاندن ضعف و عدم تواناییتان در بحث کردن ، جز بدنامی برای اسلام هیچ فایده دیگری ندارد .
    حالا چند سوال مهم :
    آیا بار اولی که آمدید و مطالب این وبلاگ را خواندید و نظر هم گذاشتید ، این روایت را در نظر گرفتید ؟؟؟ اگر در نظر گرفتید چه حاجت به بحث کردن ؟ که بحث کردن با کم عقلان و کم خردان طبق گفته امام حسین (ع) خود اوج جهالت است ! پس شما یا خودتان جاهل هستید که با من که یک زن هستم و به تعبیر شما از عقل بهره کمی دارم بحث کردید و در وبلاگم کامنت گذاشتید و یا اینکه حالا که در برابر استدلال های من که همگی بر گرفته از احادیث ائمه است بی پاسخ و عاجز مانده اید ، اینچنین بحث را منحرف می کنید و برای دستیابی به مقاصد شخصیتان به اسلام هم خیانت می کنید .
    سوال دوم :
    آیا هنگام مطالعه خطبه های حضرت زینب (س) در حادثه کربلا و در پیشگاه مردم کوفه و در برابر یزید هم این روایت را با همین تعبیر متعصبانه خودتان در نظر می گیرید ؟؟؟؟؟ آیا فراموش کرده اید که در زمان خانه نشینی علی (ع) ، این فاطمه زهرا (س) بود که تک تک بر در خانه بزرگان مکه می رفت و از حق علی (ع) دفاع می نمود ؟؟؟ آیا فراموش کرده اید که فاطمه آنچنان خار بزرگی در چشمان دشمنان علی (ع) بود که پیش از علی (ع) او را به قتل رساندند ؟؟؟؟ بعید می دانم چنین بزرگ منشی و فداکاری عظیمی از یک انسان کم عقل بر بیاید که هیچ مردی از عهده انجامش برنمی آید .
    افتخار می کنم که از جنس فاطمه (س) هستم و چون او در برابر اندیشه های متعصب مبارزه خواهم کرد همو که در گرمای طافت فرسای عربستان فاصله خانه تا مزار عمویش را هر روز دو بار می پیمود تا گلایه هایش را از انسان های کوردل ، بر مزار عمویش گریه کند !


    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  34. یکی از همکلاسیاتیکشنبه, مرداد ۱۰, ۱۳۸۹

    یعنی بر خلاف زمان جاهلیت زنان امروز از لحاظ جسمی از مردان قوی تر ودربرابر مشکلات ازلحاظ روحی قوی تر وبه دلیل بهره ی عقلی مناسب اکثر حاکمان تاریخ زنان ومدبران امور جامعه بیشتر زنان هستند؟!!
    من اکثریت جامعه ی زنان را در نظر گرفتم وهمه به قول خودتون علی ومحمد نیستند ومن هم میگم همه ی زنان فاطمه(س) وزینب(س) نیستند.

    شما هم خیلی زود عصبانی میشوید واز روی احساسات حرف میزنید

    ضعف جسمانی وضعف فکری وضعف روحی برای -اکثریت جامعه ی زنان- یک امر فطریه

    وضعف همیشه ملاک بدی یا خوبی نیست
    اگرنه من نسبت به مادرم وخواهرم و همسر آیندم هیچ احساس خوبی نداشتم
    ممکنه روحیه ی یک زن ازهزارتا مرد بهتر باشه وهمچنین قدرت تفکرهم به همین منوال ولی در کل همون بود که گفتم

    پاسخ دادنحذف
  35. ***

    @ یکی ازهمکلاسیات
    متاسفانه من یک اشتباه بزرگ کردم و در اوج صداقت ، ویژگی های خودم رو در جایی که نباید می گفتم ، مطرح کردم ، حالا بعضی ها چیزهایی رو که خودم گفتم به خودم برمیگردونن !!!و خب این رفتار نشان دهنده میزان ظرفیت طرف مقابل در برخورد با مسائل مختلف است . و این باعث می شه که برای بیان عقایدمون و واقعیت ها نتونیم احساس امنیت کنیم و از صداقت خودمون پشیمون بشیم .
    خوشبختانه مدت ها حضور در فضای مجازی و بحث کردن با دیگران بر سر مسائل مختلف ، به من خوب یاد داده که چطور احساساتم رو کنترل کنم و بر اساس منطق حرف بزنم . منتها بعضی ها با اصل پاسخ دادن و منطقی بحث کردن مخالفند و اینگونه می خواهند با تهمت زدن و نسبت دادن برخی اعمال ناپسند به دیگران خود را از پاسخگویی مبرا کنند .
    در کامنت من کوچکترین اثری از عصبانیت دیده نمی شه ، و صرفا بیان اونچه که لازم بود در پاسخ کامنت شما گفته بشه ، بود و لی در کامنت شما نه تنها انواع و اقسام توهین ها به من و جنس من نهفته بود ، بلکه منعکس کننده نوعی نفرت هم بود که امیدوارم فی الذات چنین نباشه . چرا که هر سخنی را باید در جایی که مناسبتش باشد مطرح کرد وگرنه نتیجه مطلوب حاصل نمی شود ، انچنان که خدا در قرآن هم می فرماید این کتاب برای جاهلان جز گمراهی نیست . یعنی حتی آیات کتاب الهی هم اگر در جای درست و در فضای درست خودش مطرح نشود ، مایه گمراهی است .

    اما بیایم بر سر کامنت شما !
    با توجه به حرف های تازه ای که مطرح می کنید و موضع نرمتری که در کامنت اخیرتون اتخاذ کرده اید ، چند تا سوال تازه پیش میاد :
    سوال اول :
    اگر واقعا بر این اعتقادید ، پس چرا اون کامنت و اون حدیث رو مطرح کردید ، به جای اینکه پاسخ کامنت من رو بدید ! اساسا اون حدیث در اینجا موضوعیتی نداره !
    همین مسئله باعث می شه تا این ذهنیت در من یا هر مخاطب دیگه ای شکل بگیره که شما برای فرار از بحث کردن و پاسخگویی به مسئله اصلی ، این حدیث رو مطرح کردید .
    سوال دیگه اینکه به فرض هم که همین طور باشه که می گید ، یعنی این حدیث شامل اکثریت بشه و اقلیتی هم موجود باشند که در دایره فراگیری این حدیث نگنجند . بر اساس چه معیارهایی می شه اون اقلیت رو از این اکثریت تشخیص داد ؟؟؟ و اساسا چطور شما به خودتون اجازه می دید ، درباره عقل آدم ها و زن ها بدون کوچکترین اطلاعی از عقاید و باورهایشان قضاوت کنید و با مطرح کردن این حدیث در محلی که درصد زیادی از مخاطبانش زن ها و دخترها هستند این شائبه رو ایجاد کنید که در حال توهین کردن به زن ها و دختر ها هستید !
    از طرف دیگه من هنوز جواب سوال اولم رو در کامنت قبل نگرفتم ! شما اگر من رو کم عقل می دونید و من رو جزو همون اکثریت کم عقل و ناتوان قرار می دید ، پس چرا اون کامنت اول رو گذاشتید و هنوز هم در حال بحث کردن با من هستید ، در حالی که امام حسین (ع) می فرمایند بحث کردن با افراد کم عقل خودش نوعی جهالت است . یا اینکه شما صرفا زمانی از احادیث ائمه استفاده می کنید که به نفعتان باشد و چندان هم در پی عمل به آن ها نیستید .


    ادامه دارد ...

    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  36. ***

    ... ادامه کامنت قبل :

    @ یکی ازهمکلاسیات
    اما درباره اکثریت جامعه زنان !
    دوست من تا زمانی که مردانی در جامعه بشری باشند که توانایی های ذهنی زنان را نادیده بگیرند و دچار این حس غلط خود و جنس خودبرتر بینی باشند و زنانی که دچار حس خود کم بینی باشند و توانایی های خود را باور نداشته باشند ، مجالی برای ابراز وجود برای زن ها باقی نمی ماند . دوست من تازه یکصد سال هم از تشکیل مجامع بین المللی دفاع از حقوق زنان نمی گذرد . مدت زیادی نیست که زن ها هم مثل مردها از حق تحصیل برخوردار می شوند . مدت زیادی نیست که زن ها اجازه حضور و مشارکت در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی را یافته اند و هنوز هم از بسیاری نگاه های تبعیض آمزی رنج می برند . با همه این ها در کشوری مانند سوئد بیش از نیمی از کارمندان ادارات و فعالان سیاسی و نمایندگان مجلس را زنان تشکیل می دهند و از لحاظ رفاه اجتماعی و آزادی های سیاسی این کشور در صدر کشورهای اروپایی قرار دارد !!!
    دوست من سال ها طول می کشد تا آثار تخریبی آن نگاه متعصبانه از دوش زنان برداشته شود و آنان بتوانند مجالی برای شکوفایی استعدادهایشان بیابند . می بینید که با گذر زمان آن اکثریتی که به نظر شما کم عقل می آید کمتر و کمتر می شود و جایش را به اکثریتی می دهد که از هوش و ذکاوت بسیاری برخوردار است ، تا انجا که صد سال پیش در همین کشور ما زنان حتی از حق رای هم برخوردار نبودند ، ولی امروز تا جایگاه نمایندگی مجلس و معاون وزیر و یا حتی وزارت هم پیش می روند . و همان صد سال پیش هم وقتی کسانی از حق رای زنان سخن می راندند ، عده ای فریاد "وااسلاما" سر می دادند . و چه بسا سال های آینده هم عده ای باشند که به بحث های من و شما بر سر کم عقل بودن زنان بخندند !

    در ضمن شاید بهتر باشد ، یک تحقیق هم درباره آن حدیث حضرت علی (ع) بکنید و ببینید که دلیل مطرح کردن آن چه بوده و خطاب به چه کسانی بوده است . ان حدیث را حضرت علی (ع) خطاب به عایشه و همراهانش در جنگ جمل مطرح کرده اند . دوست من همانقدر که فاطمه و زینب استثنا هستند ، عایشه هم استثنا است .

    و البته هر عقل سلیمی ضعف جسمی زنان در برابر مردان را می پذیرد و هیچ جای بحث هم ندارد . و البته نشان از برتری یا پستی هم نیست ، همان طور که به اقرار بسیاری از مردان هم صبر و استقامت زن ها در برابر مشکلات بسیار بیشتر است ، آنچنان که ذاتا هیچ مردی نمی تواند درد زایمان را تحمل کند ، یا مثلا با آن مشکلاتی که یک دختر از اوان جوانی با آن دست و پنجه نرم می کند ، مواجه شود . و البته این ها بر می گردد به تفاوت های ذاتی زن و مرد که نشان دهنده برتری هیچ یک بر دیگری نیست .

    به هر حال من از شما بابت حضورتون و پیگیری هاتون تشکر ویژه دارم و امیدوارم بعد از این بتونیم بهتر و با کلماتی شایسته تر با هم تعامل داشته باشیم و از همدیگه یاد بگیریم .


    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  37. یکی از همکلاسیاتیکشنبه, مرداد ۱۰, ۱۳۸۹

    نمیدونم در باره ی من چه فکری میکنی اما من نه روی شلوارم دامن به تن میکنم نه ریش دارم نه جزء گروه خوارجم ونه جزء گمراهان !!

    خانوم ذاکری برای این که خیالتان راراحت کنم تنها شما را به این نظر جلب میکنم که به اعتفاد من اگر در چند سال آینده قرار است اتفاق مهمی در زندگی من رخ بده و با یک همسر مناسب ازدواج کنم به یقین تا جایی که توان داشته باشم ازش حمایت میکنم وهمیشه دوستش دارم وتوی زندگی براش کم نمیزارم.
    در ضمن همونطور که خودت هم روی این موضوع اشراف کامل داری مرد و زن لباس ومکمل یکدیگرند.
    وتو باید درک کنی که هیچ مرد سالمی ضعف جسمی و فطری همسرش رو در نظر نمیگیره بزار اینطوری بهت بگم اصلا براش اهمیتی نداره واگر احیانا ضعف روحی وفکری در همسرش دید سعی میکنه به اون کمک کنه وحمایتش کنه واگر هم در این دو مورد کسی به دختر خوبی برخورد کرد خوش به حالش وجنس ما هم ضعف های گوناگون داره که در کنار یک زن خوب جبران میشه
    فکر میکنم شمابرای کامنت قبلی من به انداره کافی وقت نزاشتید دوباره بخونینش ضرری نداره

    ببین خواهر من از بین دخترای کلاس من اتفاقا ومخصوصابرای تو ارزش زیادی قائلم چون که راجع به مسائل مختلف فکر میکنی واین باعث میشه که با توبحث کنم و شیما خیاط زاده یا نیلوفر قادری یا غیره در حدی نیستند که کسی در باره ی این مسائل با اون ها بحث کنه می فهمی چی میگم؟ یکی قیافه ی روشنفکری میگیره وبا خودش فکر کرده وبه این نتیجه رسیده که اسلام قدیمی شده وباید حذف بشه ویکی هم که خودت بهتر میدونی نیازی به گفتن نیست
    من از حرفای تو فهمیدم که توی خونواده ای به دنیا اومدی که با مسایل دینی وسیاسی بیگانه نیست وباید خدا را شاکر باشی که در چنین خونواده ای رشد کردی
    اامید وارم متوجه منظورم شده باشی

    داشت یادم میرفت من عضو القاعده وطالبان و جندالله هم نیستم یادت باشه دوباره به ما نسبت بد ندی

    پاسخ دادنحذف
  38. یکی از همکلاسیاتیکشنبه, مرداد ۱۰, ۱۳۸۹

    یه چیز دیگه شما که به حرف امام حسین اعتقاد داری که نباید با جاهلان بحث کرد چرا برای اون ناشناس جواب به این طویلی دادی؟؟!!!

    ویه چیز دیگه البته معذرت میخوام به من ربطی نداره ولی در مورد حجابتون آیا فکر نمیکنید یک کم با خواست امام حسین مغایرت داره ؟
    اگر کسی داره این مطلبو میخونه وخانوم ذاکری را ندیده فکر بد نکنه حجاب ایشون در حد عرف جامعه الان خوبه وحجابش توی چشم نمیزنه منظور من چادرو... هست

    پاسخ دادنحذف
  39. ***

    @ یکی از همکلاسیات
    من هنوز هم پاسخ هیچ کدام از سوالات توی کامنت هام رو نگرفتم و نمی دونم ، شما چرا اون حدیث امام علی (ع) رو در این پست مطرح کردید و متاسفانه این پست رو به انحراف کشوندید .

    اگر هیچ مردی از جمله شما ضعف فکری همسرش رو در نظر نمی گیره ، احتمال زیاد دلیلش اینه که هیچ نمودی نداره و در واقع وجود خارجی هم نداره و البته باز هم شما پاسخ هیچ کدام از استدلال های من رو در کامنتم ندادید و به جای پاسخگویی هر بار بحث تازه ای مطرح می کنید و البته جای شکرش باقیه که هر بار هم موضع نرمتری اتخاذ می کنید .

    اول اینکه اینطور که بر میاد شما به شدت ادعای مسلمانی دارید و متاسفانه آنچه تیشه به ریشه اسلام می زند ، همان ادعای مسلمانی داشتن و انجام کارهای مغایر با اسلام است .
    نخست اینکه در کجای اسلام به شما اجازه داده شده که درباره کسانی که کوچکترین اطلاعاتی درباره عقاید و باورهایشان ندارید ( خانم قادری و خانم خیاط زاده ) اظهار نظر کنید و بواسطه چهره ظاهری یا دو سه تا کامنتی که از ایشان این طرف و آن طرف خوانده اید نه تنها درباره خودشان که درباره خانواده هایشان هم به قضاوت بنشینید . واقعا نمی دونم چطور در آخرت می خواین پاسخ این رفتارتون رو بدید .
    چون رابطه بسیار نزدیکی با خانم قادری دارم ، برای اطلاعتون می گم که از ایشون بجز نجابت و مسلمانیت و آگاهی و روشنفکری ندیدم ، اگر درباره خانم خیاط زاده حرفی نمی زنم ، دلیلش اینه که با ایشون چندان ارتباط نزدیکی نداشتم ولی این دلیل نمی شه که به شما اجازه بدم در وبلاگ من هر حرفی که دلتون خواست درباره ایشون بزنید .
    مشکل شما اینه که انتظار دارید همه مثل شما فکر کنند ، آنقدر که می اندیشید آن دوست ناشناسمون کم عقل و جاهل است و من نباید پاسخ کامنتش را می دادم !!!! نخیر دوست من ، من هرگز به خودم اجازه نمی دهم که مثل شما درباره عقل و شعور دیگران به قضاوت بنشینم و به نظرم این دوست ناشناسمون نه تنها جاهل و کم عقل نیست ، بلکه شخصیه که درباره مسائل فکر می کنه و عقیدش قابل احترامه و من هیچ انتظار ندارم که مثل من فکر کنه .
    راستش رو بخواین اونی که نباید پاسخ کامنتش رو بدم ، شما هستید که یکبار بصورت غیر مستقیم و با استفاده ( شاید سوء استفاده بهتر باشه ) از حدیث امام علی (ع) علنا به من و جنس من توهین کردید در بار دوم به من نسبتی دادید که اصلا با رفتارم متناسب نبود و در بار سوم به نزدیکترین دوست من و به همکلاسی من بی محابا و بدون هیچ اطلاعی توهین می کنید ! فکر می کنم باید بخاطر این رفتارتون عذرخواهی کنید .

    درباره پوشش و حجاب من هم از اونجایی که هیچ ربطی به این پست نداره و هیچ دلیلی هم نمی بینم که بخاطرش بجز خدا و ولیش برای کسی توضیح بدم پس سکوت می کنم ، منتها اگر خیلی مشتاق شنیدن پاسخ هستید ، می تونید ایمیل بزنید و ضمن معرفی خودتون پاسخ من رو هم بشنوید .



    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  40. یکی دیگه از همکلاسی هادوشنبه, مرداد ۱۱, ۱۳۸۹

    @ یکی از همکلاسیا
    اصلا خوب نیست که به جای جواب دادن به حرفای خانم ذاکری و درست بحث کردن سر این پست و موضوع شادی و حرفایی که خودت تو نظر اولت گفتی به خانم ذاکری یا بقیه دخترای کلاس توهین می کنی . این رفتار خانم ذاکری واقعا قابل تحسینه که اینطور با صبر و متانت و حوصله جواب کامنت هات رو می ده با اینکه تو همون اول با نوشتن اون حدیث غیر مستقیم بهشون توهین کردی .

    پاسخ دادنحذف
  41. الهام ذاکری@
    اول که این بحث ها رو دیدم خواستم وارد بشم ولی دیدم چه کسی بهتر از شما میتونه پاسخگو باشه و بحث کنه پس سکوت کردم اما هر چی بیشتر گذشت حسی به من دست داد که هر چی خودمو کنترل کردم که نگم اما نشد,با وجود اینکه بسیار منطقی و با متانت و صبر زیاد بحث کردید و وقت زیادی گذاشتید اما با عرض معذرت اعلام میکنم که جز خنده چیزی از این بحثها نصیب من نشد و شما رو ارجاع میدم به همون سخنی که از امام حسین نقل کردید.
    با اطمینان کامل میگم که سواد و دانایی شما نسبت به هم سن و سالهایتان بسیار بیشتر است و بعضی استدلالهای شما چنان من رو قانع کرده که شاید سخن و کلام بسیاری از بزرگان نکرده باشد,اگر این دانایی طبیعی بود جز حسادت و مخالفت کار دیگری نداشتم اما باید پذیرفت که شما یک پدیده هستید و این رو میپذیرم همونطور که کارهای خارق العاده کاپرفیلد و یا در مقیاس کوچکتر اتفاق عجیب رستگار رحمانی که در کنکور سال گذشته رخ داد را پذیرفتم.
    آنچه که شما در دفاع از عقاید و باورهایتان بیان کردید چیزی بدیهی در ذهن من بود و وقتی با ادعاها,نابرهانها و شکهای ایجاد شده که جوابی برایشان نداشتم (چون از ابتدا پذیرفته بودم و چنان بدیهی نشان میداد و چنان با عقل همخوانی داشت که دنبالش نرفته بودم)روبرو شدم گمان میکردم جز عصبانیت چیزی نداشته باشید اما حاضر جوابی و پاسخگویی شما یک ضربه فنی محسوب میشد.
    به امید روزی که من و همه انسانها دین را به درستی بفهمیم.
    والسلام

    پاسخ دادنحذف
  42. من اگر خیلی هم دقت کنم همیشه یه دو سه تا غلط املایی دارم!بنابراین نگران نباشید حقوق شما همیشه حلاله!

    پاسخ دادنحذف
  43. یکی از همکلاسیاتدوشنبه, مرداد ۱۱, ۱۳۸۹

    TANK YOU VERY MUCH
    man be javabam residam
    kheily az to mamnoonam

    پاسخ دادنحذف
  44. ماشاالله ...
    بهتون تبریک میگم که اینقدر در بحث کردن قدرت دارید..هیچ نظری در مورد بحث ها ندارم و فقط یک پیشنهاد بهتون میدم و اونهم اینکه سعی کنید در مورد موضوع هایی که قصد دارید در موردشون مطلب بنویسید بیشتر تامل کنید!!

    پاسخ دادنحذف
  45. نوشتم "سپید" ، بخوانید سفلائی!!(گفتم معرفی کنم که....)
    حقیقتا یه مدتی بود اینجا نیومده بودم و وقتی دوباره اومدم باز بهت زده شدم!و گفتم کامنتی بزارم تا باز از جابجایی اشخاص جلوگیری کنم و خودمو از اون طیف جدا ، هر چند که مطمئنم "یکی از همکلاسیات" یکی از همکلاسی ها نیست!!
    ...
    توی یک جلسه اي كه با چند نفر بود، يكيشون حرف جالبي زد که با کمی تغییر این بود:
    گفت توی بحث ، افراد سه دسته اند: 1 - گروه اول كسائي هستن كه هر كاري باهاشون بكنی، عقايدشون عوض نميشه البته عقایدشون درسته و منظور اینه که هر بلایی سرشون بیاری وهمه ی شبهاتی که جوابی براشون نداشته باشن بیاری عقایدشون عوض نمیشه چون به حقانیت عقایدشون ایمان دارن(20% را تشكيل مي دهد.) 2 - گروه دوم كسائي هستن كه هرچي بهشون لطف كنی،هر چی نرم باشی و صبر داشته باشی و هر چی با دلیل و منطق جوابشون رو بدی بازم روی عقاید نادرستشون می مونن. (20% را تشكيل مي دهد.) 3 - گروه سوم كه از همه مهم ترن، كسائي هستن كه با دليل و منطق ميشه هدايتشون كرد. حالا بستگي به طرف مقابلشون داره! هر كی بتونه بهتر كار كنه، مي تونه اين گروه رو جذب خودش كن. (80% را تشكيل مي دهد.) نتيجه: وقتي مي بينيد رو يكي تمركز مي كنيد و فايده اي نداره، لازم به صزف وقت نیست. افراد سوم بیشترند و اون وقت رو میشه برای اونا گذاشت!!

    پاسخ دادنحذف
  46. مثل اینکه درصد ها زیاد درست نبود! اولی و دومی رو 10 درصد ببینید!!!

    پاسخ دادنحذف
  47. ***

    @ رهجو
    اگر نخوام دروغ بگم ، بعد از همه این بحث ها حس خوبی نداشتم . این طرز بحث کردن در وبلاگ من زیاد سابقه نداره ، دلیلش رو هم یادمه که شما یکبار بخوبی در یکی از کامنت هاتون نوشتید و موشکافی کردید ، با اینحال مطالعه نظر شما باعث شد تا حس خوبی پیدا کنم . اگرچه خودم رو اصلا در این حد و تندازه ها نمی دونم و نظر شما رو می گذارم پای فروتنی خودتون .
    فقط یک مسئله نگرانم می کنه ، اونم اینکه هرچقدر در نگاه دیگران بالاتر باشیم ، اگر یک روزی سقوط کنیم ، بیشتر خرد خواهیم شد .
    از لطف شما بینهایت سپاسگزارم و امیدوارم که شایستگیش رو داشته باشم .

    @ یکی از همکلاسیات
    امیدوارم از دست من ناراحت نباشید و باز هم به وبلاگ من سر بزنید .

    @ حامد
    لطف شماست .
    ممنون که سر زدید .

    @ سپید
    فهمیدن اینکه "سپید" ، همون آقای مهدی سفلائی هست ، بعد از شناخت شما و عقاید و طرز رفتارتون چندان کار سختی نبود ، البته قبلا روی این مسئله شک داشتم ، ولی الان به لطف شما مطمئنم .

    من دلیل این اطمینان شما رو درباره "یکی از همکلاسیات" نمی دونم ، و ترجیحم اینه که کوچکترین حکمی درباره ایشون صادر نکنم چرا که اطلاعات کافی برای اینکار ندارم .
    اما درباره جمله آخرتون و در واقع پیشنهادتون که واقعا درست و منطقیه ، چند تا مسئله پیش میاد :
    اول اینکه در فضای وبلاگ تمرکز روی یک نفر زیاد معنا و مفهومی نداره ، چرا که همه می تونن بحث ها رو بخونن و حتی در اون ها مشارکت داشته باشند ، پس مسئله زیاد هم جنبه شخصی نداره ، بلکه جنبه عمومی اون همچنان حفظ می شه .
    از طرف دیگه ، من به این راحتی ها نمی تونم کسی رو که هیچ شناختی نسبت بهش ندارم در گروهی غیر از گروه سوم قرار بدم .
    گذشته از اون ، بعضی مسائل هستن که از درجه اهمیت زیادی برخوردارن ، و بحث کردن و پاسخ دادن پیرامون آن ها از اهمیت زیادی برخورداره و سکوت کردن در برابرشون ممکنه ایجاد سوء تفاهم کنه ، حتی برای کسانی که طرف بحث نیستند . نمی دونم با هجمه هایی که این روزها به اسم های مختلف به اسلام صورت می گیره در فضای مجازی مواجه شده اید ؟ این هجمه ها بر سر چند مسئله محدود بیش نیست که اگر پاسخگویی و اطلاع رسانی مناسب بود ، اینقدر گسترده نمی شد ، یکی اش هم همین مسئله حقوق زنان در اسلام !

    به هر حال از حضورتون سپاسگزارم ،
    اتفاقا این روزها از خودم می پرسیدم که چرا حضور شما در اینجا کمرنگ شده ؟



    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  48. تنها حرفي كه ميتونم بزنم خانم ذاكري يه مسلمان واقعيه.
    چون اسلام رو درست درك كرده.
    من مدتها به دنبال جوابي براي دليل نقل احاديث وحتي آياتي كه به حقارت زنها اشاره دارد،ميگشتم وخيلي خوشحالم كه اينجا پيداكردم.اين دليل عقلاني خانم ذاكري براي اين سوال من ذهن مرا به سمت آيات تحريم شراب برد.
    همه ميدانيم كه جهالت اعراب سوسمارخور قديم درحد المپيك بوده(زنده به گوركردن دختران گواهي بر اين مدعاست).براي تحريم شراب همان اول كار اگر وحي بر كنار گذاشتن آن بود،همه شديدا با آن مخالفت مي كردند؛چرا كه شعر عرب آن زمان بر دو ركن شراب وزن بود وميدانيم كه اگر شاعران جامعه اي در مورد يك مسئله زياد شعر بسرايند،آن مسئله بين مردمان بسيار حائز اهميت است همچون شراب در اوايل اسلام. در آيات اوليه اعلام شد كه شراب فايده هايي دارد.مدتي بعد وحي شد كه مضرات اين مايع از منافعش بيشتر است ودست آخر براي اتمام حجت شراب حرام اعلام شد.
    ربط به اين قضيه وسوال من وجواب خانم ذاكري:
    متوجه شدم كه باز هم دليل نقل اين احاديثي كه بر تسلط مردان بر زنان است،همين مسئله بوده.چون براي آن سوسمارخورهاي اوايل طلوع اسلام قبول برابري زن ومرد بسيار تا بسيار مشكل بوده واهل بيت (ع) مجبوربوده اند كه مردم را براي درك اين قضيه فطري(برابري زن ومرد)به تدريج آماده كنند.

    _________
    يكي از همكلاسيها@
    كاش اين مناظره را در وبلاگ خودمان مطرح مي كرديد كه حداقل آبرويمان جلوي خوانندگان اين وبلاگ نرود.

    خوب بود شما دوست گرامي اول موضوع اين پست را خوب متوجه مي شديد واز دلايل وبرهانهاي منطقي استفاده مي كرديد كه درپايان ضايع نشويد!!!
    ودرآخر ما به هيچ وجه اجازه نمي دهيم كسي نام همكلاسي هايمان را درجايي عمومي ببرد چه برسد به اين كه خداي ناكرده بخواهد به آنها توهين كند.

    پاسخ دادنحذف
  49. این حرف شما مثل اینه که بگیم در ایران شیعییت! وجود داره نه اسلامیت

    میدونم که میشه به روی کاغذ درباره اسلام حرفهای زیبا همراه با مصادیقی عینی ثبت کرد

    تمام حرفم رو در چند سوال مطرح میکنم
    چرا تمام حقوقی که در برخی از احکام قابل مشاهده هست در عمل در هیچ کدام از کشورهای اسلامی اجرا نمیشه؟ و دلیلش خود اسلام نیست؟ وایا فقط اسلامه که تنها نسخه نجات ادما رو در دست داره؟

    پاسخ دادنحذف
  50. البته در کنار همه این زیباییها مسایلی غیر قابل قبول در کتاب و سنت سراغ داریم که مسایلی نیست که با گذر زمان با هیچ تفسیری قابل تغییر باشن . وکسانی که در امر تغییر قوانین صلاحیت دارن حتی قبل از انقلاب هم به سختی میتونستن این تغییرات رو اعمال کنن
    پس ما باید با خیلی مسائلی که میدونیم اشتباهه کنار بیاییم و این هم یکی از دلایل ناکارامدی اسلام و به تعبیر شما هجمه به اسلام میتونه باشه

    پاسخ دادنحذف
  51. زیبا نوشتید
    .
    .
    .
    اشکال کار از سرهای به زیر افتاده و لب های خاموشه
    اون جایی که کسی از ترس ادامه دار شدن موضوع و بیخ پیدا کردن کار قدم جلو نمی گذاره
    چرا یک سالن پر از آدم قادر نیست چیزی که حق خودش می دونه به دست بیاره؟
    چرا منتظریم دیگران تغییر ایجاد کنند و ما ملحق شیم؟

    پاسخ دادنحذف
  52. ***

    @ داوود
    لطف شماست ، واقعا ممنون که سر می زنید ، ولی من نه ادعای مسلمان واقعی بودن دارم و نه فکر می کنم تونستم ابعاد وسیع اسلام رو بخوبی بشناسم و بهشون عمل کنم ولی امیدوارم یک روز این امر تحقق پیدا کنه .

    @ ناشناس
    ببینید به نظرم قیاس شما قیاس درستی نیست . قدر مسلم اینست که اسلام تشیع با اسلام وهابیت زمین تا آسمان فرق دارد و آنچه در عربستان اجرا می شود اسلام وهابیت است ، و مسلما آنچه من به عنوان اسلام در این وبلاگ از آن نام می برم اسلام تشیع است !
    ...
    گفتید :
    "میدونم که میشه به روی کاغذ درباره اسلام حرفهای زیبا همراه با مصادیقی عینی ثبت کرد "
    اگر اسلام به قول شما روی کاغذ بعضا با عملکرد عده ای که ادعای مسلمانیت دارند تفاوت دارد ، خب دلیلش اینست که مصداق های درستی را برای شناخت اسلام واقعی انتخاب نکرده ایم . اسلام واقعی را باید از عملکرد مسلمانان واقعی شناخت .
    ...
    گفتید :
    " چرا تمام حقوقی که در برخی از احکام قابل مشاهده هست در عمل در هیچ کدام از کشورهای اسلامی اجرا نمیشه؟ و دلیلش خود اسلام نیست؟
    و گفتید :
    "البته در کنار همه این زیباییها مسایلی غیر قابل قبول در کتاب و سنت سراغ داریم که مسایلی نیست که با گذر زمان با هیچ تفسیری قابل تغییر باشن . وکسانی که در امر تغییر قوانین صلاحیت دارن حتی قبل از انقلاب هم به سختی میتونستن این تغییرات رو اعمال کنن ."
    خب من وقتی می تونم روی این مسئله بحث کنم که مصداق واقعی مطرح بشه و همون طور هم که گفتم در اسلام مواردی هست که طبق سنت پیامبر ( مثل ممنوعیت تدریجی شراب یا برده داری ) باید مطابق شرایط زمان دستخوش تغییر شوند و البته به دست اهلش .

    اما در یک بخشی گفتید :
    "آیا فقط اسلامه که تنها نسخه نجات ادما رو در دست داره؟"
    بستگی دارد به اینکه ما راه نجات واقعی را در چه چیزی ببینیم .

    مسئله ای دیگری که در پاسخ به کامنت شما باید مطرح کنم مسئله "اومانسیم" و نسبت آن با پرستش و دینداری است که مسئله بسیار بحث برانگیزی است .
    ببینید ، دین یعنی "تسلیم" ، یعنی "تسلیم" در برابر قدرت و خواست یک قادر متعال .
    فرض کنید انسانی که به دنبال راه نجات است ، راه های مختلف را امتحان می کند ، ادیان مختلف را بررسی می کند و نظریه های مختلف را هم می سنجد . در نهایت بر اساس آن اصولی که از یک دین درک کرده و بر اساس آنچه در نظام هستی می بیند ، در می یابد که این نظام دارای یک آفریننده است و با بررسی ادیان مختلف می فهمد که یک دین از سایر ادیان بهتر است و بهتر می تواند راه سعادت را به او نشان دهد . اگر این مسئله را قبول کنیم که خداوند قادر متعال بهتر از هر کس دیگری مصلحت ما را می داند و بهترین راه را پیش روی ما می گذارد ، پس عقل می گوید که در برابر او و آنچه او خواسته سر تسلیم فرود آوریم حتی اگر به مذاقمان خوش نیاید ، حتی اگر علت بسیاری از دستوراتش را درک نکنیم . بنابراین اگر کسی اسلام را بخاطر آنچه که در آن معقول و متناسب با راه سعادت بشری دید ، برمی گزیند ، یکی از شروط اسلام هم تسلیم است ، تسلیم در برابر امر خدا . از این رو این هم درست نیست که هر کدام از دستورات اسلام را که با عقل بشری خودمان جور در نیامد نامتناسب با شرایط زمان ببینیم و در اجرایش سهل انگاری کنیم ، به هر حال عقل ما از درک بسیاری چیزها هم عاجز است .
    من فکر می کنم بحث من و شما سر این مسئله بسیار ریشه دارتر از این ها باشد ، و مسائلی مثل محوریت خدا یا محوریت انسان یا اساسا اینکه اصلا شما قبول دارید که اسلام دین الاهی است و قرآن سخن خداست یا نه ، هم پیش بیاید از سوی دیگر مسئله سکولاریسم هم مطرح می شود و بسیاری مسائل دیگر .
    از طرفی من نه مبلغ دینی هستم و نه عالم و روحانی ، همینقدر که بتوانم دین خودم را برای خودم حفظ کنم خیلی کار کرده ام !

    @ مرغ شیدا
    هر تغییری باید از فرد فرد ما آغاز شود و البته همکاری نهادهای دولتی هم در تسریع این روند بسیار موثر است .



    ********
    الهام ذاکری
    ********

    پاسخ دادنحذف
  53. توضیحاتتون رو یکبار خوندم
    منم قصد و توان این رو ندارم که درباره خط به خط اونها اظهار عقیده کنم

    به نظر من ما میتونیم با عقل خود بهترین ها که میتونه شامل تمام تجربیات تاریخ از ابتدا تا این زمان رو شامل میشه انتخاب کنیم و این راه صرفا برگزیدن بهترین مجموعه که از نظر شما اسلام هست نباشه

    انتظار دارم مردمی که با انتقاد از اسلام رگ گردنشون بیرون میزنه از خشم, کمی حق و عدالت رو در ارتباط با دیگران رعایت کنن

    شاید برای من تحقق یه نتیجه مهم تر هست تا قبول کردن اسلام بدون اینکه بیشتر پیرووانش تلاشی برای انجام دستوراتش ندارند

    با شناخت کمی که ازتون دارم شما همونی هستید که از یه انسان واقعی میشه انتظار داشت

    ...

    پاسخ دادنحذف